کشتی حضرت نوح (ع)

گروهی از دانشمندان روسی برای معدن یابی،  مشغول کندن زمین بودند که به تخته چوب های پوسیده ای برخوردند که از علائمی که داشتند, دریافتند این چوب ها غیرعادی  و مشتمل بر راز نهفته ای هستند. در میان چوبها،  تخته چوبی مستطیل شکل یافتند که همه را به حیرت انداخت زیرا در اثر گذشت زمان، پوسیدگی به تمام چوب ها راه یافته بود جز این تخته که ۱۴ اینچ طول و ۱۰ اینچ عرض داشت.
دولت روس برای تحقیق و بررسی درباره این تخته چوب کمیته ای متشکل از ۷ استاد برجسته زبان شناس و باستان شناس تشکیل داد که عبارت بودند از:
۱) سولی نوف:  استاد بخش زبان دانشگاه مسکو
۲) ایفاهان خینو:  استاد زبان های باستان دانشگاه رچاینا
۳) میثانن لوفارتگ: رییس اداره باستان شناسی
۴) دی راکن:  عتیقه شناس و استاد دانشگاه لنین
۵)تانمول گورت: استاد زبان دانشگاه کیفزو
۶) ایم احمد کولاد:  ناظم اداره تحقیق زتکومن
۷) میچر کولتوف:  ناظر دفتر تحقیقات دانشکده استالین
بالاخره بعد از ۸ ماه تحقیق وکاوش، معلوم شد که این تخته چوب متعلق به کشتی حضرت نوح ع است که برای مددخواهی چیز هایی بر روی آن نوشته ودر کشتی نصب شده است.
در وسط تخته یک تصویر پنجه مانند وجود داشت که عباراتی به زبان سامانی برآن نگاشته شده بود.  کمیته مذکور بعد از ۸ ماه فکرو دقت وزحمت نوشته مذکور را خواندند و به حروف روسی درآوردند . سپس استاد زبان شناسی بریتانیا آقای ان. اف.  مکس آن را به زبان انگلیسی درآورد که ترجمه آن چنین است:
ای خدای من!  ای مددکار من! به لطف و مرحمت خود و به طفیل ذات های مقدس محمد،  ایلیا (علی)، شبر (حسن)،  شبیر (حسین) و فاطمه دست مرا بگیر.این پنج وجود مقدس از همه با عظمت تر و واجب الاحترام هستند وتمام دنیا برای آنها بر پاشده پس مرا به واسطه نامشان یاری فرما.  تو میتوانی همه را به راه راست هدایت فرمایی.
این واقعه در سه مجله اروپایی زیر به چاپ رسیده :
ماهنامه starof bartania  چاپ لندن
مجله ۲۳ Manchester Sunlight
مجله ۱   London
– http://www.hawzah.net/fa/magazine/magart/5248/5279/48768
هدیه به ارواح طیبه اهل بیت علیهم السلام صلوات

{اللهم صل على محمد وال محمد وعجهل فرجهم }

 


ادامه مطلب


[ جمعه 14 آذر 1393  ] [ 11:40 ب.ظ ] [ خادم مهدی عج ]

حضرت آدم (ع) در عرفات

 

 

مطابق روايتي از  امام صادق(ع)، وقتي جد اعلاي ما حضرت آدم (ع) از  باغ بهشتي به زمين فرود آمد، چهل روز هر بامداد بر فراز كوه صفا با چشم گريان در حال سجده بود. جبرئيل (ع)، فرود آمد و پرسيد:

 

ـ چرا مي گريي، اي آدم؟

 

ـ چرا نگريم در حاليكه از جوار خداوند به اين دنيا فرود آمده ام؟

 

ـ به درگاه خدا توبه كن و بسوي او بازگرد.

 

ـ چگونه ؟

 

جبرئيل در روز هشتم ذيحجه آدم را به مني برد، آدم شب را در آنجا ماند و صبحگاهان عازم صحراي عرفات شد. جبرئيل هنگام خروج از مكه، احرام بستن و لبيك گفتن را به او آموخت و چون عصر روز عرفه فرا رسيد، آدم  را به غسل فرا خواند و پس از نماز عصر، او  را به وقوف در عرفات دعوت کرد و كلماتي را كه از پروردگار دريافت كرده بود به وي تعليم داد، اين كلمات عبارت بودند از:

 

سبحانك اللهم و بحمدك

 

لا اله الا انت

 

علمت و ظلمت نفسي

 

واعترفت بذنبي

 

اغفر لي انك انت الغفور الرحيم
 يعني:

 

جز تو خدايي نيست

 

كار بدي كردم و بر خود ظلم نمودم

 

اينك به گناه خود اعتراف مي‌كنم

 

مرا ببخش كه تو بخشنده و مهرباني.

 

آدم (ع) تا غروب آفتاب همچنان دعا ميکرد  و با تضرع اشك مي‌ريخت. وقتي كه آفتاب غروب كرد همراه جبرئيل روانه مشعر شد و شب را  آنجا گذراند. صبحگاهان در مشعر بپاخاست و به دعا پرداخت... تا اينكه سرانجام بخشيده شد ...

 

ادامه مطلب


[ شنبه 12 مهر 1393  ] [ 11:51 ق.ظ ] [ خادم مهدی عج ]