حدیث روز/ با ورعترین، بهترین و غنیترین مردم در کلام امام سجاد(ع)

 

thumb286-fd618e5a6edb411e3d8b3e585ea84e0e

امام سجاد علیه‌السلام در حدیثی ارزشمند بهترین، عابدترین و غنی‌ترین مردم را معرفی فرموده‌اند.

حضرت زین‌العابدین امام سجاد علیه‌السلام فرمودند: هرکس واجبات را انجام دهد، او از بهترینِ مردم است؛ و هر که از محرّمات الهی اجتناب کند، از عابدترین مردم و با ورع‌‏ترینِ آنها است؛ و هر که به آنچه خدا به او ارزانى داشته قانع و راضی باشد، او از غنى‏‌ترینِ مردم است.

متن حدیث:

عَلیِّ بنِ الحُسَینِ (علیهما السلام):

مَنْ عَمِلَ بِمَا افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَیْهِ فَهُوَ مِنْ خَیْرِ النَّاسِ وَ مَنِ اجْتَنَبَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ عَلَیْهِ فَهُوَ مِنْ أَعْبَدِ النَّاسِ وَ مِنْ أَوْرَعِ النَّاسِ وَ مَنْ قَنِعَ بِمَا قَسَمَ اللَّهُ لَهُ فَهُوَ مِنْ أَغْنَى النَّاسِ.

«أمالی مفید،184 -بحار الانوار،ج75، ص153»


ادامه مطلب


[ چهارشنبه 30 دی 1394  ] [ 01:47 ق.ظ ] [ خادم مهدی عج ]

زندگي امام سجّاد ع

حضرت علي بن الحسين ـ عليه السلام ـ فرزند حسين بن علي ـ عليه السلام ـ سومين امام شيعيان جهان، مادرش شهربانو[1] مي باشد البته در اين که آيا مادر آن حضرت شهربانو و ايراني مي باشد ظاهر روايات اين را نشان مي دهد و در ايراني بودن آن بانوي بزرگوار اتفاق نظر دارند، لکن؛ شهيد بزرگوار علامه مرتضي مطهري در اين مطلب خدشه وارد نموده[2] و ديگران هم خواسته اند به نوعي اين خدشه را دفع نمايند.[3] که اين مباحث در جاي خود به طور مفصل مطرح شده است.
در مورد سجّاد ناميدن آن حضرت روايتي را مرحوم مجلسي (ره) از جابر جعفي از امام باقر ـ عليه السلام ـ نقل مي کند که ايشان فرمودند: پدرم علي بن الحسين ـ عليه السلام ـ هرگز نعمتي از خداي عزوجل را بياد نمي آورد جز آن که براي شکر نعمت سر به سجده مي نهادند و هيچ وقت از آيات قرآن قرائت نمي فرمود، جز اين که سجده مي نمودند و هرگز زياني را که از آن بيمناک بودند، خداي از وي بر نمي گرفت مگر اين که سجده شکر بجا مي آوردند و هرگز از اداي واجب فراغت نمي يافت، مگر اين که سجده شکر مي گذاشت و هرگز ازاصلاح ما بين دو نفر که توفيق مي يافتند کنار نمي افتاد، جز اين که سجده ي شکر مي کرد و نشان سجود در جميع مواقع از آن حضرت آشکار بود، از اين رو آن حضرت سجّاد نام يافت.[4] ايشان در سال 38 قمري[5] روز پنجم شعبان در مدينه ديده به جهان گشود.[6] دوران کودکي را در مدينه و کوفه گذراند. آن حضرت در سخت ترين شرايط و بدترين زمان که عصر اختناق بود مي زيست و زندگي آن بزرگوار با آغاز اوج انحراف که پس از وفات رسول اکرم (صلي الله عليه وآله) در دين مقدس اسلام و حاکمان رخ داد، مواجه بود آن حضرت دو سال از خلافت جد بزرگوارش اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ را درک نمود[7] که آن حضرت در اين موقع گرفتار جنگ و جهاد با خوارج بود. سپس مدت ده سال شاهد حوادث و گرفتاري هاي دوران امامت عموي خويش امام حسن مجتبي (ع) بودند[8] و از نزديک مظلوميت آن بزرگوار را احساس مي کرد. ايشان بيست و سه سال با پدر بزرگوار زندگي کرد[9] و در سال 50 هجري به مدت ده سال[10] در دوران امامت پدر بزرگوارش حسين بن علي ـ عليه السلام ـ که در اوج قدرت معاويه با او به ستيز و مبارزه بود در کنار او قرار داشت.
در محرم سال 61 هجري در جريان قيام و شهادت پدرش امام حسين ـ عليه السلام ـ در سرزمين کربلا حضور داشت که بي شک بيماري موقّت آن حضرت در آن حادثه عنايت خداوند بوده، تا به اين وسيله از وظيفه ي جهاد معذور گردد، تا وجود مبارکش از خطرات محفوظ ماند و از اين رهگذر رشته ي امامت تداوم يابد. امام سجّاد (ع)، پس از فاجعه ي کربلا که امامت به وي منتقل گشت، همراه ديگر اسيران از اردوگاه حسيني به طرف کوفه و شام برده شد. ايشان در اين سفرها با سخنراني هاي آتشين خويش حکومت يزيد را رسوا ساخت و پس از بازگشت از شام، در شهر مدينه اقامت گزيد. امام سجّاد ـ عليه السلام ـ در زمان امامت خويش با خلفاء و زمامداران ظالمي همچون يزيد بن معاويه و عبدالملک بن مروان معاصر بود، در واقع دوران امامت حضرت سجّاد ـ عليه السلام ـ مصادف با يکي از سياه ترين ادوار حکومت در تاريخ اسلام بود. گرچه پيش از آن حضرت نيز حکومت اسلامي دستخوش انحراف گشته و به يک حکومت استبدادي و خودکامه تبديل شده بود، اما در زمان امام چهارم ـ عليه السلام ـ اين گستاخي و زياده طلبي به اوج خود رسيده بود و سردمداران حکومت در اين زمان به صورت آشکارا بدون هيچ گونه پرده پوشي به مقدسات اسلامي دهن کجي مي کردند و اصول اسلامي را زيرپا مي گذاشتند و هيچ کس هم جرأت کوچک ترين اعتراض را نداشت.
شرايط اجتماعي سخت از جمله رعب و اختناق شديد حاکم بر جامعه و عدم آگاهي و آمادگي مردم در حمايت از آن بزرگوار، هرگونه جنبش و حرکت مسلحانه از طرف امام را محکوم به شکست مي نمود. فلذا امام سجّاد ـ عليه السلام ـ بدون آن که حساسيت حکومت را برانگيزد و مستقيماً با حکومت جور به مبارزه درآيد، يک سري فعاليت ها و مبارزات غير مستقيم را بر عليه مظالم و مفاسد عصر خويش شروع نمودند، از آن جمله زنده نگه داشتن ياد و خاطره ي عاشورا؛ حکومت امويان بعد از حادثه عاشورا دچار تزلزل شده بود و حتي مشروعيت آن نيز مورد سؤال واقع گشته بود و امام سجّاد به خاطر اين که اين فاجعه از ذهن مردم بيرون نرود، بهترين استفاده را از اين موقعيت نمود و با گريه بر شهيدان و زنده نگه داشتن خاطره ي آنان مبارزه منفي را به صورت گريه و عزاداري بر سيد شهيدان و يارانش ادامه داد. امام هر وقت مي خواستند، آب بياشامند، تا چشمش به آب مي افتاد، اشک از چشمانش سرازير مي شد؛ وقتي علت اين کار را مي پرسيدند مي فرمودند: چگونه گريه نکنم که آب را براي وحوش و درندگان بيابان آزد گذاشتند، ولي به روي پدرم بستند.
امام فرمود: هر وقت کشته شدن فرزندان فاطمه (عليها السلام) را بياد مي آورم، گريه گلويم را مي گيرد. روزي خدمتگزار حضرت عرض کرد: آيا غم و اندوه شما تمامي ندارد؟! حضرت فرمود: واي بر تو، يعقوب پيغمبر خدا که تنها يکي از دوازده پسرش ناپديد شده بود در فراق فرزند خويش آن قدر گريست که چشمانش نابينا شد و از شدت اندوه کمرش خم شد، در حالي که پسرش زنده بود؛ ولي من ناظر کشته شدن پدرم، برادرم، عمويم و هفده نفر از بستگانم بودم که پيکرهايشان در اطرافم نقش زمين شده بود، پس چگونه ممکن است غم و اندوه من پايان يابد.[11]
هم چنين آن حضرت يک سلسله برنامه هاي ارشادي، فرهنگي و تربيتي را در قالب دعا شروع نمود که مجموع دعاهاي آن حضرت در کتابي به نام صحيفه ي سجّاديه گردآوري شده است. اين مجموعه حاوي يک دوره کامل از معارف و اعتقادات اسلامي در قالب دعا مي باشد، به طوري که بعد از قرآن مجيد و نهج البلاغه بزرگ ترين و مهم ترين گنجينه گران بهاي حقايق و معارف اسلامي به شمار مي رود و به لحاظ همين اهميت اين کتاب به اخت القرآن، انجيل اهل بيت و زبور آل محمد (صلي الله عليه وآله) لقب گرفته است. سرانجام امام سجّاد ـ عليه السلام ـ در 12 محرم سال 95 هجري قمري (به وسيله ي هشام بن عبدالملک) در سن 56 سالگي به شهادت رسيد و در قبرستان معروف بقيع در کنار قبر عمويش امام حسن ـ عليه السلام ـ به خاک سپرده شد.[12]
-------------------------------------
[1]. شيخ مفيد، الارشاد، ترجمه رسولي محلاتي، انتشارات علميه اسلاميه، ج 2، ص 138.
[2]. مطهري، مرتضي، خدمات متقابل اسلام و ايران، دفتر انتشارات اسلامي، قم، ص108ـ109.
[3]. قرشي، سيد علي اکبر، خاندان وحي در زندگاني چهارده معصوم، تهران، دارالکتاب الاسلاميه، ص432.
[4]. مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، تهران، المکتبة الاسلاميه، چاپ دوم، ج46، ص16، روايت 10.
[5]. محمد بن جرير طبري، دلائل الامامية، قم، دار الذخائر للمطبوعات، ص80.
[6]. شيخ مفيد، همان.
[7]. همان.
[8]. دلائل الامامية، همان.
[9]. الارشاد، همان.
[10]. دلائل الامامية، همان.
[11]. بحارالانوار، همان، ج 46، ص 108.
[12]. الارشاد، همان، ج2، ص139.
( اندیشه قم )

ادامه مطلب


[ جمعه 7 شهریور 1393  ] [ 12:31 ق.ظ ] [ خادم مهدی عج ]

راز بيماري امام سجاد ع درکربلا 2

راز بيماري امام سجاد ع درکربلا 2   
از زبان سيدالساجدين اين گونه روايت است كه شب عاشورا هنگامي كه حضرت ياران خويش را گرد آورد تا با آنان گفتگو كند من نيز كه بيمار بودم نزديك آنان رفتم تا سخنان حضرت را بشنوم. «و انا اذا ذاك مريض.»[6]
براي روشن شدن اين مطلب و اينكه جاي هيچ شك و شبهه اي باقي نماند در ادامه به قسمتي از جريان حادثه كربلا اشاره مي نمايم:
هنگامي كه امام حسين  تنها ماند و به هر سو نگاه كرد، براي خود يار و ياوري نديد، صدا زد:
«هل من ذاب يذب عن حرم رسول الله؛ آيا كسي هست كه از حرم رسول خدا حمايت و دفاع كند؟!...»
اين سخن آنچنان جگر سوز بود كه وقتي بانوان حرم، آن را شنيدند، صداي گريه ي آنها بلند شد، در اين هنگام امام سجاد  كه سخت بيمار و در بستر بود برخاست و به زحمت از خيمه اش بيرون آمد، به قدري ناتوان بود كه نمي توانست شمشير خود را حمل كند.
ام كلثوم  س تا نگاهش به حضرت افتاد فرياد زد: به خيمه برگرد. امام سجاد ع فرمود: اي عمّه، مرا رها كن تا در ركاب پسر رسول خدا  با دشمن بجنگم.
امام حسين ع متوجه شد و فرياد زد: اي ام كلثوم، او را نگهدار، تا زمين از نسل آل محمد ع خالي نماند.[7]
6- ارشاد، ج2، ص91.
7- سوگنامه آل محمّد، نوشته محمّدي اشتهاردي، ص333.
منبع: سيره پيشوايان، ص235؛ امام سجاد ع الگوي زندگي، ص26?‌.


http://noorportal.net/951/1198/1590/2765/57442.aspx


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 11 مهر 1392  ] [ 01:45 ق.ظ ] [ خادم مهدی عج ]

شجاعت امام سجاد ع

شجاعت امام سجاد ع  
هنگامي كه امام سجاد ع و همراهان را به صورت اسير وارد قصر دارالاماره كردند عبيدالله بن زياد كه طاغوتي مغرور و خونخوار بود، به امام سجاد ع رو كرد و گفت :
نامت چيست ؟
فرمود: علي بن الحسين ع
ابن زياد: مگر علي پسر حسين ع را خدا نكشت .
امام سجاد: برادر بزرگتر از من كه او نيز نامش علي بود توسط مردم كشته شد.
ابن زياد: بلكه خدا او را كشت نه مردم .
امام سجاد: (خدا در هنگام مرگ جان مردم را مي گيرد و هيچ كسي بدون اذن خدا نمي ميرد)
ابن زياد: فرياد زد: گردن او (امام سجاد) را بزنيد.
در اين هنگام حضرت زينب س امام سجاد ع را به بغل گرفت و گفت : (اي ابن زياد بس است بيش از اين خون ما را نريز جز اين (اشاره به امام سجاد ع كسي را براي ما باقي نگذاشته اي اگر تصميم داري اين را هم بكشي پيس مرا هم بكش ).
در اين وقت امام سجاد ع بر سر ابن زياد فرياد كشيد و فرمود:(مگر نمي داني كه كشته شدن براي ما يك امر عادي است و ما مقام شهادت را كرامت و افتخار از جانب خدا مي دانيم )
ابن زياد وقتي كه اين منظره شهامت امام سجاد ع و عمه اش را مشاهده كرد، گفت : (دست از علي بن حسين ع برداريد و او را براي زينب ع باقي بگذاريد، در شگفتم از اين پيوندي كه بين اين دونفر (زينب وعلي بن حسين ) است كه اين زن مي خواهد با او كشته شود) (مقتل الحسين مقرم ، ص 405 و 406)

داستانهاي شنيدني از چهارده معصوم عليهم السلام
نوشته : محمد محمدي اشتهاردي


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 11 مهر 1392  ] [ 01:40 ق.ظ ] [ خادم مهدی عج ]

چرا امام ع، سجاد لقب گرفت ؟

چرا امام ع، سجاد لقب گرفت ؟   
امام باقر ع فرمود:

پدرم، هيچ يک از نعمت هاي الهي را ياد نمي کرد، مگر آنکه سر به سجده مي نهاد.
هيچ حادثه ناگواري از او رد نمي شد، جز آنکه سجده مي کرد.
هيچ نيرنگ حيله گري از او دفع نمي گرديد، مگر آنکه سر به سجده مي نهاد.
از هيچ نماز واجبي فراغت نمي يافت، مگر اينکه به سجود مي رفت.
هرگز موفق به اصلاح و آشتي بين دو نفر نمي شد، جز آنکه سجده شکر به جاي مي آورد.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 11 مهر 1392  ] [ 01:36 ق.ظ ] [ خادم مهدی عج ]

آثار علمي امام سجاد ع- صحيفه سجاديه

آثار علمي امام سجاد ع- صحيفه سجاديه
صحيفه سجاديه شامل هفتاد و پنج دعا بوده، ولي به مرور زمان بيست و يک دعاي آن مفقود شده است و هم اکنون پنجاه و چهار دعا مي باشد. اين مجموعه، دعاهايي است که امام سجاد ع براي فرزندانش زيد و محمدباقر ع املاء کرده است و اسناد آن از دو طريق: الف) يحيي بن زير بن علي ع و ب) جعفر بن محمد بن علي ع روايت شده است. اين نيايش نامه بزرگ، سومين کتاب مقدس شيعيان مي باشد و امام باقر ع اين دعا را به نام «الکامل» و امام صادق ع به نام «الدعاء» خوانده اند. بعدها به عنوان، «الدعاء الکامل»، «دعاء الصحيفه» و «الصحيفة الکاملة» خوانده شده و در بين دانشمندان اسلامي به «زبور آل محمد ع» و «انجيل اهل بيت ع» مشهور شده است، زيرا داراي بلاغت و فصاحت و مضامين عالي اخلاقي، تربيتي و اعتقادي است. امام سجاد ع بهترين برنامه تربيتي را براي مبارزه با فساد سياسي، اجتماعي و اخلاقي که بر اثر حاکميت آل اميه دامنگير جامعه اسلامي شده بود، در قالب اين دعاها مدوّن کرده اند. دعاهاي صحيفه درباره مسائل اخلاقي، اعتقادي و سياسي در قلمرو فرد، خانواده و اجتماع مي باشد و موضوعاتي همچون حمد و سپاس خداوند، درود بر رسول گرامي اسلام ص و فرشتگان، مکارم اخلاقي، طلب روزي، مرزداران اسلام، ماه رمضان، روز عرفه، عيد قربان و روز جمعه و دفع همّ و غم را در بر مي گيرد.

امام سجاد ع در ميان دعاهاي گوناگون، به تعطيلي فرمان خداوند و متروک شدن کتاب خدا و سنت هاي سنيّه رسول الله ص اشاره دارند و از خداوند مي خواهد که بر دشمنان امت اسلامي لعنت و بر روان محمد و خاندانش درود فرستد.

http://www.al-shia.org/html/far/2ahl/sireh/06/shaban-01.htm


ادامه مطلب


[ دوشنبه 8 مهر 1392  ] [ 02:48 ق.ظ ] [ خادم مهدی عج ]

حرز امام سجاد عليه السلام

ششم سيّد بن طاوُس در دو موضع از مُهَج اين حرز شريف را از حضرت امام زين العابدين عليه السلام نقل كرده :
بنام خداى بخشاينده مهربان

يا اَسْمَعَ السّامِعينَ يا اَبْصَرَ النّاظِرينَ يا اَسْرَعَ الحاسِبينَ يا اَحْكَمَ

اى شنواترين شنوايان اى بيناترين بينايان اى سريعترين حسابگران اى داورترين

الْحاكِمينَ يا خالِقَ الْمَخْلُوقينَ يا رازِقَ الْمَرْزُوقينَ يا ناصِرَ

داوران اى آفريننده آفريدگان اى روزى ده روزى خواران اى يارى ده

المَنْصُورينَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ يا دَليلَ الْمُتَحَيِّرينَ يا غِياثَ

يارى شدگان اى مهربانترين مهربانان اى راهنماى گمگشتگان اى فريادرس

الْمُسْتَغيثينَ اَغِثْنى يا مالِكَ يَوْمِ الدّينِ اِيّاكَ نَعْبُدُ وَاِيّاكَ نَسْتَعينُ يا

فريادخواهان فريادم رس اى مالك روز جزا تو را پرستش كنم و از تو كمك خواهم اى

صَريخَ الْمَكْرُوبينَ يا مُجيبَ دَعْوَةِ المُضْطَرينَ اَنْتَ اللّهُ رَبُّ

دادرس گرفتاران اى اجابت كننده دعاى درماندگان تويى خدا پروردگار

الْعالَمينَ اَنْتَ اللّهُ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ الْمَلِكُ الْحَقُّ الْمُبينُ الْكِبْرِياَّءُ

جهانيان تويى خدايى كه معبودى جز تو نيست فرمانرواى برحق آشكار بزرگوارى

رِداَّءُكَ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفى وَعَلى عَلِي الْمُرْتَضى

جامه تو است خدايا درود فرست بر محمد مصطفى و بر على مرتضى

وَفاطِمَةَ الزَّهْراَّءِ وَخَدِيجَةَ الْكُبْرى وَالْحَسَنِ الْمُجْتَبى وَالْحُسَيْنِ

فاطمه زهرا و خديجه كبرى و حسن مجتبى و حسين

الشَّهِيدِ بِكَرْبَلاَّءَ وَعَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ زَيْنِ الْعابِدينَ وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلي

شهيد در كربلا و على بن الحسين زين العابدين و محمد بن على

الْباقِرِ وَجَعْفَرِ بْنِ مُحَمِّدٍ الصّادِقِ وَمُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ الْكاظِمِ وَعَلىِّ

باقر و جعفر بن محمد صادق و موسى بن جعفر كاظم و على

بِْن مُوسَى الرِّضا وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلي التَّقِىِّ وَعَلِىِّ بْنِ مُحَمَّدٍ النَّقِىِّ

بن موسى الرضا و محمد بن على تقى و على بن محمد نقى

وَالْحَسَنِ [بْنِ عَلي ] الْعَسْكَرِىِّ وَالْحُجَّةِ الْقاَّئِمِ الْمَهْدِىِّ الاِْمامِ

و حسن عسكرى و حجت قائم مهدى آن امام

المُنْتَظَرِ صَلَوتُ اللّهِ عَلَيْهِمْ اَجَمَعينَ اَللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُمْ وَعادِ

منتظر صلوات الله عليهم اجمعين خدايا دوست دار هر كه ايشان را دوست دارد و دشمن دار

مَنْ عاداهُمْ وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُمْ وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُمْ وَالْعَنْ مَنْ

هركه دشمنشان دارد و يارى كن آنكه ياريشان كند و خوار كن هركس خوارشان كند و لعنت كن هركس

ظَلَمَهُمْ وَعَجِّلْ فَرَجَ آلِ مُحَمَّدٍ وَاْنصُرْ شيعَةَ آلِ مُحَمَّدٍ وَارْزُقْنى

بر ايشان ستم كند و در فرج آل محمد شتاب كن و پيروان آل محمد را يارى كن و ديدن

رُؤْيَةَ قاَّئِمِ آلِ مُحَمَّدٍ وَاجْعَلْنى مِنْ اَتْباعِهِ وَاَشْياعِهِ وَالرّاضينَ

روى قائم آل محمد را روزى من كن و مرا از زمره پيروان و شيعيان و كسانى كه به كار او راضى هستند قرارم ده

بِفِعْلِهِ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ

به رحمتت اى مهربانترين مهربانان


ادامه مطلب


[ دوشنبه 21 مرداد 1392  ] [ 02:00 ق.ظ ] [ خادم مهدی عج ]