چرا از اول امامت امام زمان علیه السلام، غیبت کبری شروع نشد؟

 
 
پاسخ :
غیبت صغری، زمینه ساز غیبت کبری است. در واقع غیبت اول به منظور آمادگی مردم برای پذیرش غیبت کبری رخ داد؛ زیرا غایب شدن در زمانی طولانی، امری بس غریب و نامأنوس و باور آن برای مردم دشوار است. به همین جهت امام هادی علیه السلام با مردم کمتر معاشرت می کردند و جز با اصحاب خاص خود با کسی ارتباط نداشتند. وقتی امام حسن عسکری علیه السلام به امامت رسیدند، در اکثر اوقات از پشت پرده با مردم سخن می گفتند تا مردم برای پذیرش غیبت امام دوازدهم مهیا شوند.
علاوه بر این، اگر غیبت کبری از همان اول صورت می گرفت، وجود مقدس امام زمان علیه السلام مورد غفلت واقع می شد و کم کم به فراموشی می پیوست. بنابراین غیبت صغری آغاز شد تا شیعیان در آن ایام به وسیله نواب با امام خود تماس داشته و در وجود حضرت تردید نداشته باشند.

جهت مطالعه بیشتر به کتابهای ذیل مراجعه نمایید:
دادگستر جهان، ص225؛ یک صد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان، علیرضا رجالی تهرانی، ص81؛ اثبات الوصیه، مسعودی، ص206؛ نشانی از امام زمان غایب علیه السلام، دکتر محمد مهدوی رکنی، ص15؛ سیمای آفتاب، ص88.

منبع: www.hawzah.net

ادامه مطلب


[ شنبه 20 آذر 1395  ] [ 05:43 ب.ظ ] [ خادم مهدی عج ]

دعایی برای بی‌ اثر شدن شبهات در زمان‌ غیبت امام زمان علیه السلام وجود دارد؟

 
 
پاسخ :
پاسخ این پرسش را با حدیثی از امام جعفر صادق علیه السلام در این باره می دهیم که شرح آن توسط آیت ‌الله مجتبی تهرانی رحمت الله علیه می‌ باشد.

عن عبدالله بن سنان قال: قال ابا عبدالله علیه السلام:
سَتُصِیبُکُمْ شُبْهَةٌ فَتَبْقَوْنَ بِلَا عَلَمٍ یُرَى وَ لَا إِمَامٍ هُدًى لَا یَنْجُو مِنْهَا إِلَّا مَنْ دَعَا بِدُعَاءِ الْغَرِیقِ قُلْتُ وَ کَیْفَ دُعَاءُ الْغَرِیقِ قَالَ تَقُولُ «یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ یَا مُقَلِّبَ‌ الْقُلُوبِ‌ ثَبِّتْ‌ قَلْبِی‌ عَلَى‌ دِینِکَ فَقُلْتُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْاَبْصَارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِکَ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مُقَلِّبُ الْقُلُوبِ وَ الْاَبْصَارِ وَ لَکِنْ قُلْ کَمَا اَقُولُ یَا مُقَلِّبَ‌ الْقُلُوبِ‌ ثَبِّتْ‌ قَلْبِی‌ عَلَى‌ دِینِکَ.» (بحارالانوار ج52 ص148)

عبدالله بن سنان از اصحاب بزرگوار امام صادق علیه السلام، در روایتی از ایشان نقل می‌کند: «سَتُصِیبُکُمْ شُبْهَةٌ»، می‌خواهم اینجا نکته‌ ای را عرض کنم، در زمان غیبت امام زمان صلوات ‌الله ‌علیه، چون این روایت از امام صادق علیه ‌السلام، خطاب به عبدالله‌ بن سنان هست، چه بسا در زمان ائمّه اطهار علیهم ‌السلام، اگر انسان دسترسی به آن‌ها پیدا نکند، آن ‌هم همین حکم را داشته باشد.

فرض کنید زمان امام صادق علیه ‌السلام کسی دستش به امام نمی‌رسد. نسبت به امام زمان صلوات ‌الله‌ علیه‌، چون ایشان غیبت دارد، به این معنا که به حسب ظاهر دیگر دسترسی هیچ‌ کس به ایشان مقدور نیست، در اینجا دعاهایی برای تعجیل در فرج وارد شده است که اسمش را دعاهای فرج می‌ گذاریم و دستور داده ‌اند که بخوانید تا خداوند در فرج حضرت تعجیل بفرمایند. دعاهای متعدد داریم، مثلاً دعای «اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن...». این دعاها برای تعجیل در فرج است.مطلب اساسی در این روایت این است که حضرت فرموده ‌اند: در زمان غیبت، که دسترسی به امام نداری، گاهی در ذهنت راجع به امام شبهه پراکنده می ‌کنند. این ‌طور نیست؟ ریشه کار را می‌ خواهند بزنند.

در اینجا حضرت می‌گوید من یک دعایی یادتان می‌دهم که اگر این دعا را بخوانید، این شبهه ‌ها در شما اثر نمی‌کند. دو، سه تا جمله بیشتر نیست، این دعا را بخوان که این شبهه‌ ها در تو اثر نکند. یعنی در اعتقادات به امام حاضر زنده ‌ای که دستت به او نمی‌رسد، سفت پابرجا بمان. «سَتُصِیبُکُمْ شُبْهَةٌ»، حضرت می‌فرمایند: به زودی به شما یک سری شبهه اصابت می‌کند که در این موارد دستتان به امام نمی‌رسد، و آن این است که «بِلَا عَلَمٍ یُرَى». علم یعنی راهنما، آن وقت‌ها راهنما به صورت پرچم بود. آن کسی‌ که راه را گم می‌کرد، آن پرچم را می‌دید و راه را پیدا می‌کرد. «بِلَا عَلَمٍ یُرَى وَ لَا إِمَامٍ هُدًى»، و بدون امامی که شما را هدایت کند تا شبهه‌ ها را ببینید و دیگر شبهه نکنید.

حضرت می‌ فرمایند: چنین وقتی به شما خواهد رسید که به این ‌دو دسترسی ندارید. «لَا یَنْجُو مِنْهَا إِلَّا مَنْ دَعَا بِدُعَاءِ الْغَرِیقِ»، از این شبهه ‌ها نجات پیدا نمی‌ کند، مگر کسی که دعای غریق را بخواند. یعنی یک چنین آدمی مثل کسی می‌ماند که به ‌اصطلاح ما در آب افتاده و دارد غرق می شود، می‌ خواهد کسی دستش را بگیرد، «لَا یَنْجُو مِنْهَا إِلَّا مَنْ دَعَا بِدُعَاءِ الْغَرِیقِ».

عبدالله ‌بن‌ سنان می ‌گوید به آقا عرض کردم: «وَ کَیْفَ دُعَاءُ الْغَرِیقِ»، آقا به من بگوئید دعای غریق چیست؟ «قَالَ علیه‌ السلام تَقُولُ»، حضرت می‌گوید: این را بگویید: «یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ»، دو جمله است، جمله اوّل؛ نام های مقدس الهی است، «یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ». جمله دوم؛ «ثَبِّتْ‌ قَلْبِی‌ عَلَى‌ دِینِکَ»، خدا دستم را بگیر، دلم را بر دینت پابرجا بدار که این شبهه ‌ها بر من اثر نکند.

عبدالله‌ بن ‌سنان می‌ گوید: آقا این‌ جملات را فرمودند بعد من بلا‌فاصله گفتم: «فَقُلْتُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْاَبْصَارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِکَ»، در دعای آقا تصرّف کردم، چون آقا گفتند بگو: «یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ یَا مُقَلِّبَ‌ الْقُلُوبِ‌ ثَبِّتْ‌ قَلْبِی‌ عَلَى‌ دِینِکَ»، دعایی که آقا گفتند این بود. من «وَ الْاَبْصَارِ» را اضافه کردم. گفتم: «یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْاَبْصَارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِکَ»، حضرت رو کردند به من فرمودند: «فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مُقَلِّبُ الْقُلُوبِ وَ الْاَبْصَارِ»، درسته خدا «مُقَلِّبُ الْقُلُوبِ وَ الْاَبْصَارِ» است، امّا این جملاتی ‌را که من می‌ گویم، بگو و از خودت عبارت اضافه نکن! «وَ لَکِنْ قُلْ کَمَا اَقُولُ یَا مُقَلِّبَ‌ الْقُلُوبِ‌ ثَبِّتْ‌ قَلْبِی‌ عَلَى‌ دِینِکَ»، این ابصار را دیگر در آن نگذار. این روایت، روایت بسیار زیبایی بود و دستورالعمل هم داده بود. این روایت را خواندم که دوستان چیزی یاد بگیرند، برای اینکه از نظر اعتقادات تان خیلی مؤثّر است.

شفّاف می‌ گویم: برای این که در زمان غیبت امام زمان صلوات ‌الله ‌علیه، یک سری شبهات در شما اثر نکند، دستور این است. سند روایت هم خیلی خوب است. پس هر روز بگویید: «یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ یَا مُقَلِّبَ‌ الْقُلُوبِ‌ ثَبِّتْ‌ قَلْبِی‌ عَلَى‌ دِینِکَ»، دو سه ثانیه هم بیشتر طول نمی‌ کشد. لذا این ‌را هر روز بخوانید تا دلتان به امام زمان صلوات ‌الله‌ علیه قرص شود.
منبع : www.mojtabatehrani.ir

ادامه مطلب


[ شنبه 20 آذر 1395  ] [ 05:43 ب.ظ ] [ خادم مهدی عج ]

چرا امام مهدى علیه السلام در زمان غیبت کبری نایب خاص ندارد؟

 
 
پاسخ :
در پاسخ این سوال، باید گفت اوّلا، غیبت صغری مقدمه اى براى آغاز غیبت کبری بود و در این دوره، نایبان خاص، وظیفه داشتند تا شیعیان را آماده ى غیبت امام(علیه السلام) کنند. در همین مدّت غیبت صغری، شیعیان توانستند خود را براى ورود به مرحله ى جدید آماده کنند؛ بنابراین، هدف اصلى از تعیین نواب خاص، تحقق یافته بود و دیگر نیازى به تعیین نایب خاص نبود؛ چون، با آغاز غیبت کبری ـ که هدف از آن، حفظ جان امام، آزمایش مردم، آماده سازى مردم جهان براى قیام امام (علیه السلام) در آخرالزمان و... بود ـ تعیین نایب خاص، با اهداف و فلسفه ى غیبت تعارض پیدا مى کرد.
ثانیاً، در صورت استمرار تعیین نایب خاص، امکان داشت فرصت مناسبى ایجاد شود تا هر کس ادعاى نیابت امام زمان (علیه السلام) را بکند و صادق و کاذب مشتبه شود و البته این هم امکان نداشت که خود حضرت هر بار ظاهر شود و اوّلا، معجزه اى بیاورد که خود امام است و ثانیاً، براى هر عصرى، کسى را معرّفى کند.[1]
ثالثاً، شاید دلیل عدم تعیین نائب خاص، این بوده که اگر نائب خاص تعیین مى شدند، دشمنان، آنان را آزاد نمى گذاشتند، بلکه آنان را شکنجه و زجر مى دادند.

پی نوشت:
[1]. ابراهیم امینى، دادگستر جهان، ص 153.

منبع: امام مهدى علیه السلام، رسول رضوى، انتشارات مرکز مدیریت حوزه علمیه (1384).

ادامه مطلب


[ شنبه 20 آذر 1395  ] [ 05:42 ب.ظ ] [ خادم مهدی عج ]

آیا ما غایبیم یا امام عصر سلام الله علیه ؟!

 
 
پاسخ :
شرح پرسش:
آیا این سخن صحیح است که بگوییم: امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف غایب نیست، در اصل ما غایب هستیم و امام زمان علیه السلام منتظر واقعی است، یعنی ما غایب هستیم و ایشان منتظر آمدن ماست؟

پاسخ:
معنای غیبت امام مهدی علیه السلام ظاهر نبودن ایشان است و این که بعضی تصور می کنند غیبت به معنی عدم حضور ایشان است، تصور غلطی است؛ با توجه به این واقعیت، امام زمان علیه السلام در اجتماع ما حضور دارد و پیوسته در میان ماست و ما را می بیند و از حال ما باخبر است، چنان که در روایات مطرح شده است. پس حضور آن حضرت از هر حاضر دیگری قوی تر و جدی تر است و تنها تفاوتش با حضور دیگران، همین است که او دیده نمی شود و در واقع غیبت، حجابی بین ما و ایشان قرار داده است که او را نمی بینیم و از حال او بی خبریم، ولی بین او و ما هیچ حجابی و پرده ای نیست و لذا ما را می بیند و اطلاع کامل و آگاهی عمیق نسبت به ما و احوال و همه مسلمین و بلکه انسان ها دارد. در این حال آیا جا ندارد بگوییم او غایب نیست بلکه حاضر است و ما در خدمت او نیستیم و او را حس نمی کنیم؛ پس ما غایبیم و به تعبیر دیگر، در واقع او انتظار می کشد که آماده شویم تا ظهور کند و حکومت عدل جهانی را بگستراند.
خلاصه این که مطلبی که در سوال آمده، هماهنگ با شعر لطیفی است که مرحوم فیض کاشانی سروده است:
گفتم که روی خوبت از من چرا نهان است
گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیان است
منبع: تبیان

ادامه مطلب


[ شنبه 20 آذر 1395  ] [ 05:42 ب.ظ ] [ خادم مهدی عج ]

امام زمان علیه السلام چگونه در عصر غیبت مردم را هدایت مى‌کنند؟

 
 
پاسخ :
1- هدایت تشریعى : که به بیان احکام شرع و معارف الهى براى مردم است ، این نوع هدایت غالبا با حضور امام در میان مردم تحصیل مى گردد.

2- هدایت باطنى : که همان دستگیرى از راه باطن و هدایت انسان از راه درون است . این نوع هدایت از آن جهت که نوعى تکوینى است احتیاج به حضور حضرت و ملاقات مردم با او ندارد بلکه با غیبت حضرت نیز امکان پذیر است و تمام کسانى که در آنها تحول و دگرگونى پیدا مى شود و از راه درون به حق و حقیقت رهنمون مى شوند با تصرفاتى است که از ناحیه امام زمان علیه السلام و به اراده و مشیت خداوند انجام مى پذیرد.

3- برخى از انواع هدایت ها نیز هست که حضرت مهدى علیه السلام در حق شیعیانش انجام مى دهد که متوقف بر حضور و ملاقات هاى مقطعى است ، مثل هدایت گمشدگان و شفاى بیماران و ... .

منبع : موعود شناسی و پاسخ به شبهات، علی اصغر رضوانی، انتشارات مسجد مقدس جمکران

ادامه مطلب


[ شنبه 20 آذر 1395  ] [ 05:41 ب.ظ ] [ خادم مهدی عج ]

طولانی بودن عمر حضرت ولی عصر (عج) را با استناد به منابع مورد قبول ثابت کنید.

 
 
پاسخ :
شرح پرسش:
در مورد طولانی بودن عمر حضرت ولی عصر(عج) با استناد به منابع مورد قبول نزد مسلمانان و ديگر اديان توضيح دهيد.

پاسخ:
طولانی بودن عمر امام زمان(عج) در طول تاريخ مورد سؤال بوده است. اما عمری كه قرن‌ها فراتر رود از ديدگاه‌های گوناگون امری شدنی و ممكن است:

1. امكان عقلی:
مقصود اين امكان، محال نبودن عمر طولانی از نظر عقل است. به عنوان مثال بودن در آتش و نسوختن از نظر عقل محال است، درازی عمر نيز با تناقض همراه نمی‌باشد. و مانعی برای تحقق آن وجود ندارد، زيرا در مفهوم زندگی، مرگ زودرس نهفته نيست. بعضی همانند عدد 3 نمی‌باشد كه فرد است و زوج نشود. چون در اين مورد تناقض لازم می‌آيد. بر اين اساس، ممكن است كه برای انسان شرایط و محيطی پديد آيد كه سلول‌های بدن پيوسته بازسازی شود. و اندام‌های پشين كه دچار پيری و فرسودگی شده‌اند به تدريج در جريان خون حل و دفع شوند. لذا، از نظر عقل سال‌ها زنده ماندن محال نمی‌باشد.[1]

2. امكان علمی:
امكان علمی بدين معناست كه از نظر علم، سفر انسان به سيارات منظومه شمسی و ديگر منظومه‌ها مردود نيست و نظريه‌های علمی امكان زيست درازمدت را برای انسان نيز محال نمی‌داند در كيهان ‌شناسی، روان شناسی و ساير رشته‌های علمی هر روز نظريه استوار پديد می‌آيد كه با دليل‌ها و شواهد بيشتر همراه می‌باشد. از اين رو به لحاظ علمی در امكان زيست طولانی نيز ترديد نمی‌شود كه ذيلاً اشاره می‌گردد:

الف) برخی از محققان می‌گويند، ژن‌هايی را كشف كرده‌اند كه عامل جاويدانگی سلولهاست. اين ژن‌ها می‌توانند سلول‌های آسيب ديده را ترميم كنند. آزمايش‌هایی بر حشراتی كه اين ژن‌ها در آن‌ها فعال شده بود نشان داد كه اين جانداران بر اثر مرگ سلولی نمی‌ميرند، بلكه تحليل فيزيكی اندام‌ها به مرگ آن‌ها می‌‌انجامد. اميد است با شناخت مكانيسم پيری، كيفيت زندگی سالمندان بهبود يافته و روند پيری كاهش پيدا كند.[2]


ب) پژوهشگران با آزمايش‌هایی به رويشی از ژن درمانی دست يافته‌اند كه از تحليل رفتن ماهيچه‌های بدن در اثر پيری پيشگيری می‌كند. و با اين رويش می‌‌توان حجم و قدرت ماهيچه‌ها را در زمان پيری و يا در بيماريهای خاص، دوباره به‌دست آورد.[3]

ج) تاكنون تصور می‌شد كه نقص در سيستم اعصاب برگشت ناپذير است و بافت‌های عصبی را نمی‌توان ترميم كرد. ليكن محققان دريافته‌اند كه سلولهای مغز بيشتر نيز می‌توانند خود را بازسازی كنند و اين كار پيوسته در طول زندگی يک فرد انجام گيرد.[4]

د) تحقيق نشان داده است كه مرگ‌هایی در سن 90 و 100 سالگی بيشتر به خاطر كهولت نيست، بلکه به دلايل مشخص و عوارض‌هایی همانند سكته مغزی، عفونت ريه، پوكی استخوان و ... رخ می‌دهد.
و هم‌چنين، نا اميدی و يا در سالمندان احتمال مرگ زودرس را در آن‌ها افزايش می‌دهد. و تحقيق روی 795 مرد و زن 64 تا 75 ساله نشان داد كه 29 درصد آن‌هايی كه حالت يأس داشته، نسبت به ديگران مرگ زودرس داشته‌اند.[5]

3. امكان عملی:
امكان عملی آن است كه پديده روزافزون علمی و تحقيقی همانند: سفرهای فضايی، دريايی، ژن شناسی‌‌ها، اندام‌های مصنوعی، رشد جانواران، بيرون از رحم، و... زندگی اجتماعی را سازمان می‌دهد، كه یک نوع از پيشرفت علمی است، در پرتوی آن می‌توانيم در باره عمر حضرت مهدی(عج) به بررسی بنشينيم... ديگر هيچ انگيزه‌ای برای شگفتی‌ها باقی نمی‌ماند، مگر اين كه در دانش امام مهدی(عج) شک كنيم و پيشی گرفتن علم او را بر كاروان دانش بشر بعيد بشماريم... اگر همه اينها را باور داريم، چگونه برای خداوند بلند مرتبه دشوار می‌شماريم كه حضرت مهدی(عج) را بر دانش زمان پيشی دهد؟ طول عمری كه خداوند به موعود منتظر(عج) بخشيد، شگفت می‌‌آورد، اما به دگرگون كردن جهان و بنای از نوساختن بر مبنای تمدن بزرگ كه به عهده آن حضرت گذاشته شده چگونه بايد نظر داشت؟[6]

4 . منابع دينی:
الف) منابع اماميه
امام سجاد(ع) می‌فرمايد: «سنت‌های از انبياء گذشته در قائم به يادگار مانده است. از آدم و نوح(ع) طول عمر، از ابراهيم(ع) تولد پنهانی، از عيسی(ع) غيبت ....» [7]
و امام صادق(ع) فرمود: «خدای تعالی عمر بنده صالح خويش، خضر، را طولانی نكرد جز براي اين كه دليلی بر طول عمر قائم(عج) باشد. و از اين رهگذر، بهانه دشمنان را خنثی و حجت ايشان را قطع كند.»[8]

ب) اهل سنت
1. ابن جوزی كه از علمای معروف اهل سنت و حنفی مذهب است، پس از بحث در حالت حضرت مهدی(عج) و نقل روايات رسول اكرم(ص) درباره آن حضرت می‌گويد: «اين اعتقاد اماميه صحيح است كه حضرت مهدی موجود زنده است و برای افرادی استدلال می‌كند كه از عمر طولاني برخوردار بوده‌اند. مانند: خضر، الياس، و هم‌چنين «ذوالقرنين» كه در تورات آمده است. 3000 سال عمر كرد. و هم‌چنين معمّرينی در شمار عمرهای 900، 800، 700 سال نيز در تاريخ آمده است.»[9]

2. عبدالوّهاب شعرانی، پس از آن كه از تولد آن حضرت در نيمه شعبان 255 ق، صحبت دارد، می‌گويد: «او باقی است تا آن كه حضرت عيسی(ع) از آسمان نزول كند، ديدار نمايد. و عمر او تا زمان ما كه 958هجری باشد، 706 سال است...»[10]

5 . كتب آسمانی:
الف) قرآن كريم:
در قرآن كريم نيز مواردی از عمرهای طولانی آمده كه به نمونه‌ای از آن اشاره می‌گردد: خداوند متعال درباره حضرت نوح(ع) می‌فرماید: «نوح را به سوی قومش فرستاديم، 950 سال در ميان آنان درنگ كرد.»[11]

ب) كتب آسمانی اهل كتاب:
در ميان خداپرستان و پيروان اديان آسمانی، از اين كه طول عمر ممكن است اختلافی نيست. و در تمام كتب آن‌ها، از عمر طولانی بسيار سخن به ميان آمده است. از جمله در ثور است كه كتاب مقدس يهوديان است از نظر مسيحيان نيز مورد اعتماد می‌باشد. و در آن شرح زندگی زياد آمده است. اما، در اديان گذشته سخن از طول عمر حضرت مهدی(عج) نيست. بلكه سخن در مطلق و درازی عمر و كسانی است كه عمر فوق طبيعی و معمولی داشته‌اند. می‌گويد: «آدم» 900 سال، «نوش» 905 سال، «قينان» 910، «منشوشالح» 969، «المك» 777 سال داشته و بعد از آن مرده‌اند.[12]
و هم‌چنين در انجيل كه بعد از تورات بوده و از آن به عهده جديد ياد می‌كند می‌گويد: ... انسان‌های مادی بوده‌اند كه 2000 سال داشته حداقل آن 900 سال است كه موارد متعددی را نشان می‌‌دهد.[13]

6. تاريخ:
از كهن‌سال‌ترين انسان‌ها آنچه در تاريخ آمده زياد بوده‌اند كه بالای 500 سال داشته‌اند.[14] و نمونه‌های ديگر اين كه فيروازای يكی از پادشاهان 537، ابوهبل، قس، اسقم، هر كدام 670 سال، مصرايم نوه نوح، ملک نوه ادريس هر كدام 700 سال و .... داشته‌اند.[15] هم چنين ضحاک1200، مهركان 2500، عاد و لقمان هر كدام 3500 سال عمر كرده‌اند و ... [16]

نتيجه:
آنچه كه به عنوان نمونه و اختصار اشاره گرديد، عمر طولانی نه از نظر عقل محال بود، و نه از انظر علمی آن را نفی می‌كند، تاريخ، سنت و اديان آسمانی نيز بر‌ آن است كه انسان‌هايی بوده‌اند كه فوق عادت و عمر طبيعی همگان، عمر داشته و زندگی كرده‌اند، فلذا طولانی بودن عمر امام زمان(عج) از ديدگاه مسلمين از جهات مختلف ممكن بوده و محال نمی‌باشد.

معرفی منابع جهت اطلاع بیشتر:
1. مهدی موعود،‌ محمد باقر مجلسی، ترجمه علی دوانی، باب «معمّرين» ج 2، چاپ مسجد مقدس جمكران.
2. نجم الثاقب، طبری نوری، ج 2، باب «معمّرين» همان.
3. زنده روزگاران، دكتر حسين فريدونی، نشر آفاق، 1381.
4. راز طول عمر، علی اكبر مهدی‌پور، انتشارات طاووس، 1378.
امام رضا (ع) می‌فرماید‌: «هنگامي كه حضرت مهدی(عج) خروج كند و ظاهر شود، در سن سالخوردگان و منظر و سيمای جوانان است.»[17]

پی‌نوشت‌ها:
[1]. صدر، سيد محمد باقر. جستجو پيرامون مهدی(عج)، ص 17 و 18، ترجمه كتابخانه اسلامی، مؤسسه بناء، 1379.
[2]. ماهنامه پيام زن، شماره 92، ص 94.
[3]. ماهنامه دانشمند، شماره 432، ص 21.
[4]. ماهنامه دانشمند، شماره 4444، ص 25، مهر 1379.
[5]. همان، شماره، 459، ص 24.
[6]. صدر، سید محمد باقر، جستجو پيرامون امام مهدی(عج)، ص 19 ـ 25، ترجمه كتابخانه اسلامی، 1379.
[7]. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 51، ص 217، ‌مؤسسه الوفاء، بيروت.
[8]. همان.
[9]. ابن جوزی، سبط حنقی، تذكرة الخواص الامه، صص 365 ـ 365، اعلمی، بيروت.
[10]. شعرانی،‌ عبدالوهاب، اليواقيت و الجواهر، ص 65، دارالكتب اسلامي، تهران.
[11]. عنكبوت: 14.
[12]. تورات، ترجمه فاضل خالقی، سير پيدايش، باب 5، آيات 5 ـ 32.
[13]. انجيل، كتاب اعمال سولان، باب اول، آيات 1 ـ 12.
[14]. دخيل، علی محمد، الامام المهدی، ص 146 و ص 186، دارالمرتضی، بيروت، 1403.
[15]. دايانا، اس، ودرف، چگونه می‌توان 100 سال زندگی كرد، ترجمه ليلا مهرادبی، ص 48، انتشارات حسام، 1371.
[16]. همان، ص 49.
[17]. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 332.
منبع: اندیشه قم

ادامه مطلب


[ شنبه 20 آذر 1395  ] [ 05:41 ب.ظ ] [ خادم مهدی عج ]

معنا و علل غیبت صغرای امام مهدی(علیه السلام) چیست؟

 
 
پاسخ :
در احادیث بسیاری از پيامبر اكرمصلی الله علیه و آله و سلم و ائمه معصومين علیهم السلام، غيبت حضرت مهدي عجل الله فرجه به دو بخش كوتاه مدت (غيبت صغرا) و دراز مدت (غيبت كبرا) تقسیم شده است.
امام صادق علیه السلام در اين باره ‌فرمودند: «همانا براي قائم دو غيبت است كه در يكي از آن دو به خانواده‌اش برمي‌گردد و در ديگري معلوم نيست كجاست؛ هرسال در مناسك حج حاضر مي‌گردد و مردم را مي‌بيند در حالي كه مردم او را نمي‌بينند».[1]
افزون بر دوگونه بودن، در رواياتی به كوتاه بودن يکي و بلند بودن ديگري نيز اشاره شده است.
همان حضرت در سخنی ديگر فرمودند: «برای قائم دو غيبت است: يكی از آنها كوتاه مدت و ديگری دراز مدت...».[2]
غيبت صغرا: اگر چه اين تعبير در روايات معصومين علیهم السلام به اين صورت نيامده است، رفته رفته به خاطر کوتاه بودن دوران نخست غيبت, به اين عنوان مشهور شده است. البته بهتر بود به جای «غيبت صغرا»، آن را «غيبت ناقصه» می نامیدند،چرا که با پايان يافتن اين دوران، غيبت تامّه آغاز شده است، و مهم‌ترين تفاوت اين دوره ها در تامّ بودن و ناقص بودن آنها است؛ وگرنه با توجه به پيوستگی هر دو غيبت به يک ديگر تفکيک آن دو به کوتاه و بلند، معنای قابل قبولی نخواهد داشت. بر اساس ديدگاه مشهور، غيبت صغرا در اصطلاح مهدويّت عبارت است از: پنهان زيستي كوتاه مدت حضرت مهدي علیه السلام با ويژگی‌های خاص، پس از شهادت امام عسکری علیه السلام تا آغاز «غيبت کبرا».
اگرچه برخي آغاز اين دوران را از همان ابتداي ولادت دانسته،[3] مدت آن را 74 سال ذکر کرده‌اند، مشهور آن است که آغاز آن از شهادت امام حسن عسكري علیه السلام و مدت آن حدود 69سال است.[4] به دليل اين که اگرچه حضرت مهدی علیه السلام در زمان حيات پدر بزرگوار خود گاهی به صورت پنهانی زندگی می‌کردند، فراوانیِ کسانی که در اين دوره به دیدن حضرت نایل شده‌اند، گويای آن است که آشکار بودن حضرت برای عده‌ای فراوان بيش از پنهانی بودن ايشان بوده است. علاوه آن، پنهانی اندک در دوران امام حسن عسکری علیه السلام می‌توانسته مقدمه ای برای دوران غيبت صغرا باشد، زیرا همان‌گونه که غيبت کبرا بدون مقدمه ممکن بود مشکلاتی را برای جامعة شيعی پديد آورد، غيبت صغرا بدون مقدمه نيز مشکلاتی ايجاد می‌کرد.
با اين بيان، پاره‌ای از ويژگي‌هاي غيبت صغرا که آن را از دورة بعد متمایز کرد عبارت است از:
1. غيبت صغرا از نظر زمان محدود بوده، ولی غيبت كبرا بسيار طولانی است و غير از خداوند كسي از مدت آن آگاهی ندارد.
2. در دوران غيبت صغرا، پنهان زيستي امام همه جانبه و عمومي نبود؛ امام اگرچه از نگاه‌ها پنهان بود، كساني مانند نواب خاص، برخي از وكلاي آن حضرت و نيز افرادی با ويژگی‌های ممتاز، مي‌توانستند با آن حضرت در تماس باشند و پرسش‌ها و نامه‌هاي مردم را خدمت امام ببرند و پاسخ او را به مردم برسانند، و يا به ديدار آن حضرت نایل شوند. اما در غيبت تامه (كبرا) امام به طور كلي از نگاه‌ها پنهان است و باب مكاتبه و نامه‌نگاري بسته است؛ يعني، بناي غيبت كبرا و اقتضاي آن اين است كه حضرت ديده نشود. البته اين بدان معنا نيست كه امكان ندارد ديده شود، زیرا ممكن است بعضی افراد، حضرت را ببينند.
3. در غيبت صغرا، حضرت مهدی علیه السلام چهار نماينده داشت كه آنها را به صورت معيّن برگزيده بودند.مهم‌ترين وظيفه آنها برقراری ارتباط بين امام و مردم بود؛ ايشان اقامتگاه و مكان حضرت را نيز مي‌دانستند، ولي در غيبت كبرا چنين نيست.
4. درغيبت صغرا ـ افزون بر سفيران چهارگانه ـ ممكن ‌بود اشخاصی آن حضرت را ببينند و بشناسند؛ ولي‌ درغيبت‌ كبرا كسي او را نمي‌بيند واگر ببيند نمي‌شناسد.
اما چرا از همان ابتدا غيبت کبرا صورت نگرفت؟ زیرا در مشيت الهي از ابتدا چنين مقدر بوده كه آن حضرت پس از رسيدن به امامت، می‌بايست بی‌درنگ از ديد عمومي پنهان شود و در ظاهر از آن چه در جامعه رخ مي‌دهد، فاصله بگيرد؛ هر چند در واقع او از نزديك، همه وقايع را احساس و ادراك می‌كند. بايد توجّه داشت كه اگر آن حضرت، يك باره رخ در نقاب غيبت کامل مي‌برد، ضربه سنگینی به پايگاه‌هاي مردمي و طرف داران امامت وارد مي‌شد، زيرا مردم پيش از آن سال‌ها با امام خود ارتباطی تنگاتنگی داشتند، در مشكلات و نيازهای خود به ايشان رجوع مي‌كردند، و اگر ناگهان امام پنهان مي‌شد و مردم احساس مي‌كردند كه ديگر دست رسي به رهبر فكري و معنوي خود ندارند، ممكن بود مشکلاتی جدّی برای جامعه پديد آيد.
بنابراين لازم بود كه براي «غيبت تامه» زمينه‌سازي شود تا مردم به تدريج با آن خو بگيرند و خود را بر اساس آن بسازند. با غيبت صغرا در واقع اين زمينه‌سازي صورت گرفت. در اين زمان حضرت مهدي عجل الله فرجه ازديده‌ها پنهان بود، ولي ايشان از راه نمايندگان، وكيلان و ياران مورد اطمینان، با شيعيان خود ارتباط داشتند.[5] رفته رفته با پديدآمدن آمادگي (پس از گذشت مدت شصت و نه سال) به دستور خداوند، آن حضرت در پرده پنهان زيستيِ تمام و كامل قرار گرفتند.
پی نوشتها:
[1] . «اِنَّ لِلْقائِمِ غَيْبَتَينِ يَرْجِعُ فِى اِحداهُما وَفِى الاُخْری لايُدری اَيْنَ هُوَ يَشْهَدُ المَواسِمَ يَری الناسَ وَلايَرْونَهُ»؛ نعماني، الغيبة، ص 175، ح 15.
[2] . «لِلْقائِمِ غَيْبَتانِ اِحْداهُما قَصِيرَةٌ وَالاُخْری طَوِيلَةٌ ...»؛ شيخ کليني، كافي، ج 1، ص 340.
[3] . شيخ مفيد, ارشاد، ج 2، ص 340.
[4] . شيخ طوسی, كتاب الغيبة، ص 159؛ شيخ کلينی, كافي، ج 1، ص 341؛ نعمانی, الغيبة، ص 149.
[5] . ر.ک: رهبري بر فراز قرون، ص 101.

ادامه مطلب


[ شنبه 20 آذر 1395  ] [ 05:39 ب.ظ ] [ خادم مهدی عج ]

وجود امام غائب چه فايده‌اى دارد؟

 
 
پاسخ :
متكلّمان اماميّه، در اثبات ضرورت وجود امام در هر زمان ،به ادله ى عقلى و نقلى استناد مى كنند كه يكى از آنها «قاعده ى لطف» است. بر اساس دلائل عقلى، وجود امام، زمينه را براى اطاعت انسان ها مهّيا كرده و آنان را از گناه دور مى سازد. بنابراين، وجود امام، لطف است و چون لطف بر خداوند واجب است، بايد در هر زمان، امامى براى هدايت انسان ها وجود داشته باشد.[1]
طبق اين توضيح، وجود امام در هر عصر و زمانى، لازم و ضرورى مى شود، امّا نحوه ى حضور امام(عليه السلام) بستگى تام به اوضاع و احوال جامعه ى انسانى دارد؛ زيرا، اگر شرايط لازم براى حضور امام مهيّا باشد، امام در ميان جامعه، حضورى آشكار خواهد داشت، ولى اگر چنين شرايطى آماده نبود، امام(عليه السلام) مستور خواهد شد.
حضرت على(عليه السلام) درباره ى ضرورت وجود امام در ميان انسان ها و چگونگى اين حضور، مى فرمايد:
هرگز، روى زمين، از قيام كننده اى با حجت و دليل، خالى نمى ماند، خواه ظاهر و آشكار باشد، خواه بيم ناك و پنهان. -اين چنين است- تا دلائل و اسناد روشن الهى از بين نرود و به فراموشى نگرايد.[2]
بنابراين، نقش امام، حفظ دين و احكام الهى است و اين نقش، از سوى امام در هر زمانى ايفا مى شود، حال، امام حاضر باشد يا غائب.
هم چنين از امام سجاد(عليه السلام) نقل شده است كه درباره ى فوائد وجود ائمه(عليهم السلام) فرمود:
در پرتو وجود ما است كه خداوند، آسمان را از فروپاشى، زمين را از لرزش و سلب آرامش ساكنانش، نگه مى دارد؛ به واسطه ى ما است كه خداوند باران نازل مى كند و رحمت خود را مى گستراند و بركات و نعمت هاى زمين را بيرون مى آورد. و اگر از ما، كسى در زمين نباشد، زمين، اهل خود را فرو مى برد.[3]
طبق اين حديث، امامان، علاوه بر نقش تشريعى، نقش تكوينى دارند و در صورت غيبت، هر چند نقش تشريعى آنان در پس پرده مى ماند، امّا آنان به نقش تكوينى خود عمل مى كنند و وجودشان باعث استمرار حيات و زندگى و اتمام حجّت الهى بر روى زمين مى شود. امام صادق(عليه السلام) در بيان ضرورت وجود امام بر روى زمين، مى فرمايد:
اگر زمين، بدون وجود امام بماند، ساكنان خود را در كام خود فرو مى برد.[4]
بنابراين، نقش تكوينى امام، منحصر در حضور نيست و در دوره ى غيبت نيز اين تأثير ادامه دارد و ساكنان زمين از وجود امام بهره مند مى شوند.
با بررسى اين احاديث، مى توان نتيجه گرفت كه وجود امام بر روى زمين، فوائد زير را دارد و فرقى نمى كند كه حضور امام به صورت آشكار باشد يا به صورت پنهانى و مستور:
1. وجود امام، موجب ارتباط ميان خالق و مخلوق و زنده بودن حجّت ها و دلائل الهى در جامعه ى انسانى مى شود.
2. وجود امام، امن و امان براى مردم است و خداوند، به خاطر آنان، زمين و آسمان را از فروپاشيدن باز مى دارد.
3. وجود امام در زمين، موجب فرستاده شدن نعمت هاى الهى مى شود.
4. وجود امام، موجب اميدوارى مؤمنان براى تحقّق عدل الهى بر جوامع انسانى مى شود.
5. وجود امام در حيات انسان، دو نقش تشريعى و تكوينى دارد. در زمان غيبت، نقش تشريعى او در پس پرده، مستور مى ماند، امّا نقش تكوينى او، موجب استمرار و ادامه ى حيات مى شود.

پی نوشتها:
[1]. علامه ى حلى، كشف المراد، ص 181.
[2]. ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغه، ج 18، ص 347، حكمت 143.
[3]. شيخ صدوق، امالى، ص 112، مجلس 35.
[4]. شيخ صدوق، كمال الدين، ج 1، ص 201 و 210.

منبع: امام مهدى(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، رسول رضوى، انتشارات مركز مديريت حوزه علميه (1384).

ادامه مطلب


[ شنبه 20 آذر 1395  ] [ 05:39 ب.ظ ] [ خادم مهدی عج ]

چگونه می‌توان نايب امام زمان علیه السلام را در زمان غيبت شناخت؟

 
 
پاسخ :
برای شناخت نایب امام زمان (عج) معیارهایی وجود دارد كه با توجه به آنها می‌توان در هر زمان فرد یا افرادی را یافت كه صلاحیت این مرتبه را داشته باشند. البته باید دانست كه این نیابت، نیابت خاص نیست؛ یعنی، امام زمان (عج) شخصی را به عنوان نایب خاص خود معرفی نمی‌كنند؛ بلكه نیابت عام است؛ یعنی، هر كسی كه دارای صفات خاصی باشد، به طور عام مجاز است كه احكام الهی را بیان كند و شوونی را كه امام (ع) بر عهده دارند، بر عهده بگیرد. مجموعه این شرایط از قرآن و سنت استفاده می‌شود كه عبارت است از:

1- عالم بودن و دارای قوه اجتهاد و استنباط احكام الهی ازمنابع آن،
2- دارای زهد و تقوا و پرهیز كردن از دنیاپرستی و مفتون شدن به آن،
3- داشتن بصیرت و عالم به زمان.

البته در هر زمان اگر چند نفر دارای این شرایط بودند، باید اعلم آنان برگزیده شود و اگر مساوی بودند، انتخاب هر یک از آنها مجاز است. البته در مسائل سیاسی و حكومتی به جهت آن كه نظام جامعه مختل نشود، باید یک نفر (ولی فقیه) در رأس امور قرار گیرد و اختیارات حكومتی نیز در دست او متمركز باشد وگرنه موجب به هم خوردن امور می‌گردد.

منبع: موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر علیه السلام

ادامه مطلب


[ شنبه 20 آذر 1395  ] [ 05:38 ب.ظ ] [ خادم مهدی عج ]

چرا از پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ به عنوان بزرگترين مظلوم یاد مي کنند؟

 
 
پاسخ :
ظلم در لغت، قرار دادن چيزي در غير جايگاهش مي باشد. (به خلاف عدل) اصل ظلم به معناي جور و ستم و تجاوز از حد مي باشد.[1] کلمه مظلوم اسم مفعول از ماده ظلم يظلم به معناي کسي که به او ظلم و ستم شده است مي باشد.[2]
در طول تاريخ، عموما پيشوايان ديني مورد ظلم و ستم ديگران قرار مي گرفتند. خصوصا کساني که منافع مادي و دنيوي خويش را در خطر مي ديدند با دشمني خويش موجبات ظلم و ستم به رهبران ديني را فراهم مي کردند، رسول اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ نيز پس از بعثت خصوصا زماني که در مکه بودند بعضا مورد ظلم و ستم مشرکان قرار می گرفتند به عنوان مثال یکبار در حالي که حضرت در سجده بود شکنبه شتري را بر سر آن حضرت قرار دادند. حضرت پس از اينکه عليه قريش دعا کرد فرمود: «اني مظلوم فانتصر» خدايا من مظلوم هستم مرا ياري کن. و اين جريان دو ماه پس از وفات عمويش ابوطالب بود».[3]
در روايتي نيز از پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ نقل شده حضرت در اين روايت به مظلوميت خويش اشاره دارند.
دعاي سه گروه (نفر) مستجاب است دعاي امام عادل و من تلاش کرده ام در بين مردم عادل باشم و دعاي مظلوم و من مظلوم هستم و دعاي صائم تا وقتي که افطار کند و من صائم هستم.[4] تاريخ زندگي رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ او را به عنوان بزرگترين مظلوم معرفي نمي کند بلکه به نظر مي رسد مظلوميت حضرت علي ـ عليه السلام ـ از مظلوميت پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ و بلکه ساير ائمه بيشتر باشد و لذا ايشان به عنوان «اول مظلوم عالم» هم مشهور هستند. نظام الدين احمد غفاري مي نويسد: «روزي حضرت علي ـ عليه السلام ـ در مسجد کوفه خطبه مي خواند در آخر سخنش فرمود: اي مردمان من اولي به جميع مردمانم به شما از ساير مردم. از روزي که رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ رحلت کرد من هميشه مظلوم بودم».[5] در يکي از زيارات علي ـ عليه السلام ـ آن حضرت، به عنوان اول مظلوم مطرح شده است.
«اشهد انک اول مظلوم».[6] و در مورد ديگر آمده: «انت اول مظلوم و اول مغصوب حقه».[7] تو اولين مظلوم هستي و اول کسي هستي که حق امامت او غصب شده است. در واقع عمق ظلم و ستمي که بر حضرت علي ـ عليه السلام ـ واقع شده است را نمی توان بیان کرد و مجالي به پرداختن به اين ظلم و ستم ها در اين نوشتار نيست، همه این مطالب آن حضرت را به عنوان «اول مظلوم عالم» مطرح ساخته است. مظلوميتي که رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ نيز به آن اشاره کرده است. پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ در جایی خطاب به علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: «يا علي ابشر باالسعاده فانک مظلوم بعدي و مقتول».[8] علي جان تو را به رسيدن به سعادت بشارت مي دهم تو بعد از من مظلوم هستي و به شهادت خواهي رسيد. در کتاب هايي که در خصوص حضرت علي ـ عليه السلام ـ نوشته شده نيز به مظلوميت آن حضرت اشاره شده است به عنوان نمونه «علي ابر مرد مظلوم» که توسط محمد تقي رهبر نوشته شده به اين حقيقت اشاره دارد.
در ادامه اين نوشتار بايد به اين مطلب توجه داشت که اصولا ائمه شيعه و خصوصا امام حسين ـ عليه السلام ـ نيز به صفت مظلوميت ملقب هستند و اين مظلوميت در خصوص حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ نيز وارد شده است. پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ به حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ فرمود: «تو اول مظلومي هستي که به من ملحق خواهي شد».[9] امام حسين ـ عليه السلام ـ در خصوص مظلوميت برادرش امام حسن ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: «خدايا تو را به خون اين مظلوم و حق او قسم مي دهم که به ما عنايت کن».[10]
مظلوميت امام حسين ـ عليه السلام ـ پس از پدر بزرگوارش علي ـ عليه السلام ـ از ساير ائمه پررنگ تر است.
ابوبصير به نقل از امام باقر ـ عليه السلام ـ يا امام صادق ـ عليه السلام ـ [11] مي گويد: حضرت فرمود: «کسي که دوست دارد منزل و مأوايش بهشت باشد پس زيارت مظلوم را ترک نکند عرض کردم مظلوم کيست؟
حضرت فرمود: مظلوم حسين بن علي صاحب کربلا است».[12] در زيارت آن حضرت نيز ايشان مظلوم معرفي شده اند. خود آن حضرت نيز به مظلوميت خويش اشاره کرده است. سيد هاشم بحراني در معجزه اي که از امام حسين ـ عليه السلام ـ نقل کرده مي نويسد: «سر مقدس حسين ـ عليه السلام ـ در نزد صاحب «دير» نطق آمد و گفت... انا مظلوم کربلا، انا قتيل کربلا».[13]
نتيجه گيري: در برخي از روايات نبي مکرم اسلام حضرت محمد ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ به عنوان مظلوم معرفي شده است اما بزرگترين مظلوم که حتي نبي مکرم اسلام نيز به مظلوميت او اشاره دارد حضرت علي ـ عليه السلام ـ مي باشد که در زيارات نيز ايشان به عنوان اول مظلوم معرفي شده است. پس از حضرت علي ـ عليه السلام ـ امام حسين ـ عليه السلام ـ در بين ائمه از همه مظلوم تر بوده است.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1ـ علي ابر مرد مظلوم، محمد تقي رهبر.
2ـ فروغ ابديت، آيت الله سبحاني.

پی نوشتها:
[1]. ابن منظور، لسان العرب. ج12، ص373.
[2]. جبران مسعود، الرائد، ترجمه، انزابي نژاد، رضا، مشهد، آستان قدس رضوي، 1380ش، ج2. ص1143.
[3]. محمد باقر، مجلسي، بحارالأنوار، تهران، اسلاميه، بي تا، ج33، ص229.
[4]. مسعودي، علي بن حسين، مروج الذهب، قم، دارالهجره، 1409ق، ج4، ص104.
[5]. غفاري، احمد، نظام الدين، احتجاج، تهران، مرتضوي، 1371ش، ج2، ص262.
[6]. مجلسي، محمدباقر، بحارالأنوار، همان، ج97، ص265.
[7]. همان، ص294.
[8]. همان، ج38، ص103.
[9]. انصاري، اسماعيل، الموسوعة الکبري، قم، دليل ما، 1428ق، ج14، ص146.
[10]. محمد بن محمد بن نعمان، شيخ مفيد، الارشاد، ترجمه ساعدي، محمد باقر، تهران، اسلاميه، 1380ش. ج2، ص360.
[11]. شک از راوي است.
[12]. ابن قولويه، کامل الزيارات، ترجمه ذهني تهراني، محمد جواد، تهران، پيام حق، 1377ش، ص447 ـ 446.
[13]. بحراني، سيد هاشم، مدينه المعاجز، قم، موسسه المعارف الاسلاميه، 1413ق، ج4، ص129
منبع: اندیشه قم

ادامه مطلب


[ شنبه 20 آذر 1395  ] [ 05:23 ب.ظ ] [ خادم مهدی عج ]