آیا یک منتظر واقعی می تواند معتقد به چهارشنبه سوری باشد؟

 

 
پاسخ :
شرح پرسش:
آیا چهارشنبه سوری یا به قول برخی چهارشنبه سوزی خرافه و بدعت است؟ آیا اسلام با تفریح مخالف است؟ آیا یک منتظر واقعی می تواند معتقد به چهارشنبه سوری باشد؟

پاسخ:
تعریف بدعت:
بدعت طریقه ای ساختگی در دین است که با طریقه و احکام دینی مشابهت دارد و هدف از در پیش گرفتن آن، مبالغه در تعبّد در برابر خداوند عزّوجل است.[1]

تعریف خرافه:
به عقیده های پوچ و داستان های دروغ و سخنان بیهوده و باطل که به طور کلی خلاف عقل و برهان باشد.[2]

تاریخچه سنت چهار شنبه آخر سال:
یکی از مراسم باستانی مربوط به جشن نوروز، آتش افروزی های شب چهار شنبه آخر سال است که از دیر زمان بر جای مانده است. در روزگار باستان آتش، مظهر فروغ ایزدی و از این رو مقدس ترین و نخستین عنصر از عناصر چهارگانه طبیعت بود و در گاه شماری آریایی در روزها و ماه های سال، گرامی داشته می شد و جشن های ویژه داشت مانند آذرجشن، آبان جشن یا جشن سده.
آیین بپاداشتن چهارشنبه آخر سال تقریبا در میان تمام مردم ایران مشترک است. غیر از آتش افروزی که تمام نقاط این مرز و بوم مشترک است، آیین های دیگری در این شب بر پا داشته می شود. از قبیل کوزه شکستن و آجیل مشکل گشا و فال گوش وگره گشایی و فال گرفتن با کوزه... .
در مورد افروختن آتش در چهار شنبه آخر سال روایت های مختلف ذکر شده است. از جمله این که چون شب چهارشنبه آخر سال به نحوست در احادیث یاد شده و آتش که نماینده فروغ یزدان و پاک کننده هر پلیدی است، از این جهت آتش می افروزند که تمام نحوست و پلیدیها را از بین ببرد.[3]
سند دیگری وجو دارد به این که در این روز سیاوش کشته شده است. سرگذشت زندگی سیاوش سرگذشت عبرت انگیز و آموزنده ای است که شرح تفصیلی آن در شاهنامه فردوسی نقل شده است.
آموزنده ترین قسمت این جریان تاریخی گذشتن سیاوش از خرمن آتش به منظور برائت از اتهام و اثبات بی گناهی بوده است. آثار و علائم اندکی که از جریان تاریخی فوق بر جای مانده، نشان می دهند که سیاوش در پایان سال 1013 پیش از میلاد که برابر با روز چهارشنبه بوده به دستور افراسیاب کشته شد و یک روز پس از کشته شدن سیاوش فرزند وی کی خسرو در روز پنج شنبه، یکم فروردین سال 1012 پیش از میلاد در توران متولد شد و چون در آیین زرتشتی مراسم سوگواری در رسای مردگان جایز نیست، پارسیان زرتشتی در آخرین شب چهارشنبه پایان سال از آتش می گذشتند تا خاطره سیاوش به منظور دفاع از عفت و پاکدامنی، جاودان باقی بماند.[4]

تحلیلی نو در باره چهارشنبه سوری:
با توجه به این که الآن در کشور ما هیچ کس چهارشنبه سوری را به عنوان آیین دینی بر پا نمی کند، پس نمی توان آن را بدعت نامید. ولی بدعت نبودن مجوز انجام دادن این کار لغو نیست. با توجه به این که آتش افروزی و پرتاب ترقّه و عبور از روی آتش و گفتن این جمله که «زردی من از تو و سرخی تو از من» فقط با استناد این که گذشتگان انجام می دادند، هیچ گونه مبنای عقلانی و شرعی ندارد و کاری بیهوده، باطل و خرافه است.حتی ممکن است کسی به عنوان یک ورزش و یا تفریح بخواهد چنین کند، خوب چرا فقط در این روزهای آخر سال به فکر بازی و تفریح می افتند و آیا روزهای دیگر را نمی توان به عنوان روز تفریح به حساب آورد؟
مطلب دیگر این که باید دید شادی در اسلام چه تعریفی دارد. آیا تفریحی که نتیجه آن سوختن و کور شدن باشد و یا این که در اثر صدای وحشت ناک ترقه، زن باردار سقط جنین کند و یا به اموال عمومی و خصوصی مردم آسیب برسد و یا باعث راه بندان و.... شود تفریح است؟ آیا آزردن همنوع تفریح است؟ کدام عقل سلیم و آیین درست آن را تایید می کند؟

نکته مهم این که انقلاب ما، انقلاب فرهنگی است. اگر نیاکان ما به اشتباه از روی آتش می پریدند، آیا باید فرزندان انقلابی و مومن آنها که در اوج دانش و اندیشه اند و منتظر ظهور مصلح جهانی اند، باز هم به راه اشتباه پیشینانان بروند؟
بیایید درست فکر کنیم و درست عمل کنیم.

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
1ـ جشن نوروز و چهارشنبه سوری و سیزده بدر، مجموعه دوازده متن سخنرانی، انتشارات وزارت فرهنگ و هنر.
2ـ جشن ها و آیین های ایرانی، ترجمه محمود رضا افتخار زاده، انتشارات مدبّر.

پی نوشت ها:
1. صابری، حسین، اعتصام، سلفیه، بدعت یا مذهب، ص167؛ انتشارات آستان قدس رضوی، ج1، ص30.
2. فرهنگ فارسی عمید، ج1، ص843، انتشارات عمید، فرهنگ فارسی خرد، ص269، انتشارات خرد، مصاحبه ای درباره ای خرافه و نیرنگ، ص26، انتشارات موسسه مطبوعاتی فراهانی.
3. تاریخچه راجع به عید نوروز، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی(رحمت الله علیه)، ص1.
4. جشن های آتش، هاشم رضی، انتشارات بهجت، ص95 و 96.
منبع: اندیشه قم

ادامه مطلب


[ سه شنبه 21 دی 1395  ] [ 10:10 ب.ظ ] [ خادم مهدی عج ]

چرا ما باید برای سلامتی امام زمان علیه السلام دعا کنیم؟

 

 
پاسخ :
شرح پرسش:
از آنجایی که امام زمان علیه السلام تحت حمایت و مراقبت مستقیم خدا هستند، چگونه دعای ما برای ایشان سودمند است در حالی که امام زمان علیه السلام توسط خدا حتما در سلامت کامل تا ظهورشان مراقبت می شوند؟

پاسخ:
با توجه به بعضی از روایات، امام زمان علیه السلام مانند انسان های دیگر زندگی طبیعی داشته و در میان مردم رفت و آمد دارد و ممکن است مانند پیامبران الهی و دیگر امامان معصوم علیهم السلام به بیماری یا مشکلات دیگر دچار شوند. بنابراین دعا و صدقه و صلوات برای سلامتی حضرت مهدی علیه السلام بی تاثیر نیست و محفوظ ماندن ایشان توسط خداوند که در آیات آمده عموما به معنای حفظ جان ایشان است. امام زمان علیه السلام مانند ما بدنی طبیعی و معمولی دارند و ممکن است در اثر سرما و گرما و دیگر عوامل دچار بیماری شوند و ما برای جلوگیری از آنها دعا می کنیم و صدقه می دهیم وپیشوایان معصوم ما در دعاها و مناجات خود برای حفظ و سلامتی امام عصر علیه السلام دعا کرده و به ما یاد داده اند که چگونه برای او دعا کنیم. به عنوان نمونه امام رضا علیه السلام پیوسته به دعا کردن برای امام زمان علیه السلام با این دعا امر می کردند:
«اللهم ادفع عن ولیک...و اعذه من شرجمیع ما خلقت و عن یمینه و عن شماله و من فوقه و من تحته بحفظک الذی لا یضیع من حفظته به ؛ خداوندا هر گونه بلا را از ساحت ولی خود دور گردان...و او را در پناه خود از شر تمام آنچه آفریده و ایجاد و انشا و صورت گری فرموده ای، محفوظ بدار و او را از پیش رو و پشت سر و راست وچپ و بلایای آسمانی و زمینی محفوظ بدار : حفظ کردنی که هر کس را آن طور محفوظ گردانی از بین نرود...»(مصباح المتهجد، ص409).
امام حسن عسکری علیه السلام نیز در قنوت نمازهایشان این گونه دعا می فرمودند:
«...فاجعله اللهم فی امن مما نشفق علیه منه ورد عنه من سهام المکائد مایوجهه اهل الشنان الیه ؛ خداوندا ! او (امام زمان) را در پناهگاهی قرار داده تا از شر متجاوزان در امان باشد.خدایا! او را از چیزهایی در امان بدار که بر ایش می ترسیم و تیر های نیرنگ را که کینه بدخواهانش به سوی او پرتاب می کنند بر طرف ساز». (مصباح المتهجد)
بنابراین با توجه به کلمات گهربار معصومین علیهم السلام دعا برای سلامتی و حفظ وجود مبارک امام عصر علیه السلام صحیح و بایسته می باشد.
البته خداوند متعال، خلیفه و ولی خود را از هر گونه آسیب ها و آفات حفظ و حمایت می فرماید؛ ولی ما نیز وظیفه داریم برای سلامتی آن حضرت بکوشیم و بدین وسیله اظهار عشق و ارادت خود را ابراز نماییم. با تمام وجود او را بر خود مقدم بداریم و از این راه رضایت و نظر لطف او را نسبت به خود جلب نماییم.
بر این اساس دعا و صدقه و...پیش از آن که برای امام عصر علیه السلام فایده و اثر داشته باشد، برای شخص دعا کننده تاثیر دارد. اگر کسی برای حجت الهی کاری انجام دهد و او را برخود مقدم بدارد او این اعمال را می بیند و پاسخ در خوری می دهد (مثل دعا برای سلامتی آن شخص...)
به طور کلی دعا برای امام زمان علیه السلام از هر حیث آثار و برکات فراوانی دارد از جمله:
1- نشانگر علاقه و محبت مسلمانان به ایشان است. اگر چه دوستی تمام ائمه معصومین علیهم السلام بخشی از ایمان و شرط قبولی اعمال است، در عین حال دعا کردن در حق امام زمان علیه السلام موجب ازدیاد محبت آن حضرت در دل و در نتیجه موجب تقویت ایمان می گردد.
2- اظهار تجدید عهد و پیمان با آن حضرت است و محتوای پیمان با آن حضرت را دین داری و شریعت محوری و تصمیم قلبی بر اطاعت امر امام علیه السلام و یاری رساندن او با نثار جان و مال تشکیل می دهد.
تجدید بیعت با حضرت مهدی علیه السلام کاری است که بعد از هر نماز از فرایض پنجگانه، یا در هر روز و یا در هر جمعه انجام می شود و مستحب است هر روز بعد از نماز صبح دعاهایی که مربوط به وجود مبارک امام عصر علیه السلام است خوانده شود.
دعای شریف «اللهم بلغ مولای صاحب الزمان صلوات الله علیه عن جمیع المۆمنین...» و نیز «دعای عهد» (مفاتیح الجنان، ص891 و 892) شاهدی برای این سخن است.
3- سبب زنده نگه داشتن یاد امام غایب در دل منتظران می گردد. یاد امام زمان علیه السلام توجه به ارزش های دین و اصول اخلاقی را در دلها جوانه می زند و برعکس غفلت از یاد و خاطره امام زمان علیه السلام، یکی از دلایل عمده پژمردگی و سستی ارزش های الهی وانسانی در جوامع مسلمان است.
4- کسی که سلامتی امام زمانش برایش مهم است، مسلما آزردن آن حضرت برایش سخت است در نتیجه دعا برای سلامتی آن حضرت، انسان را بر انجام کارهایی وامی دارد که موجب خشنودی آن حضرت و در نتیجه سبب رسیدن به مقام رضوان الهی می گردد.
5- دعا بسیار موثر است و موجب فرج آن حضرت و نیز فرج و گشایش در زندگی مومنان می شود.
6- موجب قرب الهی است. امام مهدی علیه السلام در خصوص زیارت آل یس می فرمایند:
«هرگاه خواستید به وسیله ما به خداوند و به ما توجه کنید این زیارت را که از جانب خداوند انشاء شده است، بخوانید» (مفاتیح الجنان، ص 863).
این زیارت که از جهات مختلف، محتوایی عمیق دارد بسیار مورد تأکید و سفارش قرار گرفته است. از جمله سلام هایی که در این زیارت ادا می شود، از ابتدا تا انتها، دعای برای سلامتی و تندرستی و بهروزی امام زمان علیه السلام است. «السلام علیک یا خلیفه الله و ناصر حقه... السلام علیک حین تصبح و تمسی، السلام علیک فی الیل اذا یغشی و النهار اذا تجلی ... السلام علیک بجوامع السلام...؛ سلام بر تو ای جانشین خدا و یاری کننده حق... درود و سلام بر تو هنگامی که بامداد و شام کنی، درود و تهیت الهی بر تو در شب که همه جا را فراگیرد و در روز، در وقتی که نور دهد (یعنی سلام بر تو در هر صبح و شام)...، درود بر تو درودی همه جانبه...».

برای مطالعه بیشنر در این زمینه: ر.ک:
1. مهدویت (پیش از ظهور )، مولف: رحیم کارگر.
2. مکیال المکارم، مولف: آیت الله سید محمد تقی موسوی.

ادامه مطلب


[ سه شنبه 21 دی 1395  ] [ 10:09 ب.ظ ] [ خادم مهدی عج ]

آیا انتظار و منتظر بودن نوعی جبرگرایی و پذیرفتن مکتب جبر نیست؟

 

 
پاسخ :
در پاسخ به این پرسش باید بگوییم با توجه به آیات قرآن کریم خداوند متعال دو لوح دارد:
1. لوح محفوظ که هر آنچه در آن نوشته شده باشد، پاک نمی گردد و مقدرّات درون آن تغییر نمی‌یابد؛
2. لوح محو و اثبات که بنابر شرایط و سنتی از سنت‌های الهی، سرنوشت شخص یا جریانی خاص تغییر می‌یابد و به شکلی دیگر رقم می‌خورد.
در تفاسیر قرآن ذیل آیات 22 سوره‌ی بروج، 39 سوره‌ی رعد، 2 سوره‌ی انعام مفسران و علما به تفصیل در این باره سخن گفته‌اند که در صورت تمایل می‌توانید برای مطالعه‌ی بیشتر در این رابطه به آنها مراجعه نمایید.
اصل ظهور حضرت مهدی (ع) مربوط به لوح محفوظ است و قطعاً اتفاق خواهد افتاد ولی زمان آن مربوط به لوح محو و اثبات است و می‌تواند دچار تقدیم و تأخیر شده و زودتر یا دیرتر از موعد مقرر خود اتفاق بیفتد.

سه دیدگاه درباره‌ی عواملی که می‌تواند باعث تعجیل در امر ظهور شوند وجود دارد:
1. برخی به غلط بر این باورند که با دامن زدن و گسترش ظلم و جور و فساد در تمامی عرصه‌ها می‌توان به این مهم دست یافت؛
2. برخی خلوت و گوشه‌نشینی و دعا کردن صرف را موجب تعجیل در ظهور حضرت مهدی (ع) می‌دانند؛
3. بسیاری از علما و اندیشمندان ـ به خصوص شیعه ـ با استناد به آیات، روایات و دلایل عقلی بسیار معقتدند «منتظران مصلح خود باید صالح باشند» و این صالح بودن در عرصه‌های فردی، خانوادگی، اجتماعی و در نهایت جهانی باید متجلّی شود و صرفاً با گسترش ظلم و جور و فساد ظهور حضرتش اتفاق نمی‌افتد و علاوه بر آن جامعه‌ی جهانی پس از ظهور برای اداره و اجرای فرامین آن حضرت و گسترش عدل و داد به طور هم‌زمان نیازمند اوضاع و شرایط مساعد و یاوران جان بر کف و مجریان توانا به تعداد کافی برای کل پهنه‌ی زمین است و ظهور تنها و تنها با تحقق چنین شرایطی اتفاقی خواهد افتاد.1
اگر بنا بود این یاوران و مجریان تنها با خواست خدا و تحولی که از آسمان در قالب معجزه جلوه‌گر شده در اطراف حضرت مهدی(ع) قرار گیرند، خداوند متعال می‌توانست قرن‌ها پیش از این و حتی قبل از تولد حضرتش آنها را که اصلاً لازم نبود حتی از میان بشریت انتخاب شوند، به روی زمین بفرستد و به نیاز غیبتی طولانی آن هم به حدی که فقط تا کنون حدود 1200 سال از آن می‌گذرد. آیات قرآن کریم، روایات و دلایل عقلی همگی بر این دلالت می‌کنند تا زمانی که تحول درونی انسان‌ها اتفاق نیفتد و مردمان و لااقل شیعیان به اختیار خود و نه از سر اجبار دست از گناه و تباهی بر ندارند و طالب ظهور نشوند این واقعه‌ی عظیم اتفاق نخواهد افتاد حتی اگر خدای نکرده لازم باشد قرن‌ها پس از این غیبت ادامه پیدا کند.
جالب است بدانید بعضی از علما و محققان بر این باورند که شناور بودن زمان ظهور به حدی است که حتی خود حضرت مهدی (ع) نیز زمان ظهور دقیق خود را نمی‌دانند.2 خلاصه‌ی کلام این‌که ظهور تنها و تنها زمانی اتفاق خواهد افتاد که مردم اراده کرده باشند که با اصلاح خود و جامعه‌ی‌خویش به آن سمت گام بردارند. در این رابطه می‌توانید کتاب نظریه‌ی اختیاری بودن ظهور؛ نوشته‌ی آقای علی‌رضا نودهی را که به تازگی از سوی انتشارات موعود منتشر شده است را، مطالعه نمایید.
هر چیزی را که ماباور داشته باشیم به اختیار ماست اساساً در تعارض با آراء پیروان مکتب جبر قرار قرار می‌گیرد و به همین جهت نه تنها «انتظار و منتظر بودن نوعی جبر گرایی و پذیرفتن مکتب جبر نیست» بلکه هر کس در زمره‌ی منتظران قرار گیرد و نامش در میان چشم‌انتظاران حضرت مهدی (ع) ثبت گردد، در واقع در مقابل مکتب جبرگرایی قد علم کرده و ایستاده است؛ چون که جبر گرایان معتقدند انسان هیچ نقشی در تعیین سرنوشت خود ندارند و هر آنچه مقرر شده باشد (بدون تفکیک میان لوح محفوظ و لوح محو و اثبات) قطعاً اتفاق خواهد افتاد.

برای مطالعه‌ی بیشتر در این رابطه می‌توانید به این کتاب‌ها مراجعه نمایید:
1. آشنایی با مبانی و اصول مکتب جبر:
انسان و سرنوشت؛ عدل الهی، تألیف آیت الله مطهری.
2. آشنایی با مفهوم لوح محفوظ و لوح محو و اثبات و نقش آن در جریان ظهور:
1ـ2. تفسیر المیزان، ذیل آیات یادشده؛
2ـ2. شش ماه پایانی، تألیف مجتبی الساده، ترجمه‌ی محمود مطهری نیا.
3. نقش انسان‌ها در تعجیل ظهور و نحوه‌ی آن:
3ـ1. نظریه‌ی اختیاری بودن ظهور، تألیف علی‌رضا نودهی؛
3ـ2. تاریخ پس از ظهور، تألیف علامه‌ی شهید سید محمدصدر، ترجمه‌ی سید حسن سجادی‌پور؛
3ـ3. معرفت امام زمان (ع) و تکلیف منتظران، تألیف ابراهیم شفیعی سروستانی.

پی‌نوشت‌ها:
1. برای نمونه، رک :سید محمد صدر، تاریخ پس از ظهور، ص 401 به بعد
2. البته این دیدگاه مورد قبول همه‌ی علما نیست.
منبع: ماهنامه موعود

ادامه مطلب


[ سه شنبه 21 دی 1395  ] [ 10:09 ب.ظ ] [ خادم مهدی عج ]

خاستگاه و منشأ انتظار ظهور «مصلح و نجات دهنده بزرگ» چیست؟

 

 
پاسخ :
منشأ و خاستگاه انتظار ظهور «نجات دهنده بزرگ» را مى ‌توان در گزینه‌‌هاى زیر تحلیل و تبیین کرد:

یک. نداى فطرت و طبیعت ذات بشر
چشم‌داشت آمدن یک مصلح آسمانى و امید به آینده ‌اى روشن و استقرار صلح و عدل، امرى فطرى و طبیعى است که با ذات و وجود آدمى سر و کار داشته و با آفرینش هر انسانى همراه است و زمان و مکان نمى‌‌شناسد و به هیچ قوم و ملّتى اختصاص ندارد. بر این اساس همه افراد - طبق فطرت ذاتى خود - مایلند روزى فرا رسد که جهان بشریت در پرتو ظهور رهبرى از نابسامانى‌‌ها نجات یابد. بر این اساس مى‌‌توان ادعا کرد که هر فرد علاقه‌ مند به سرنوشت بشریت و طالب تکامل معنوى و رشد و بالندگى، خواهان و آرزومند قیام یک منجى جهانى و مصلح کل است و در انتظار ظهور چنین شخصى لحظه شمارى مى‌‌کند.

دو. ظلم ‌ستیزى و نجات مستضعفان‌
باور داران به رسولان الهى، عموماً افراد تهى‌ دست و تحت ستم جامعه بوده‌اند که از اطاعت سردمداران کفر و باطل سرپیچى کرده و در طریق حق و ظلم ستیزى گام نهاده بودند. این امر باعث واکنش شدید جبهه باطل و درگیرى و نزاع همیشگى آنان با گروه حقّ و خداپرست شده است. البته به علّت وجود توان و امکانات بیشتر، گاهى غلبه و سلطه ظاهرى با باطل‌ گرایان بوده و فشارها و سخت‌گیرى‌‌هاى فراوانى از سوى آنان اعمال مى‌‌شده است.
سفیران الهى نیز که رهبرى صالحان، مستضعفان و ستمدیدگان را عهده‌دار بوده‌اند، همواره با اشراف، فرعونیان و ستمکاران (گروه باطل) نزاع و درگیرى داشته‌‌اند. آنان با ابلاغ پیام الهى و بشارت ظهور منجى، پیروان خود را به استقامت و صبر و بردبارى و انتظار فرج دعوت مى‌ کردند و ریشه‌هاى اعتقاد به آمدن نجات دهنده الهى را در دل و جان یکتاپرستان و مؤمنان مى‌‌کاشتند(1). قرآن به صراحت، به این مطلب اشاره کرده، مى‌‌فرماید: «وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُونَ؛ ما در زبور (و کتاب‌‌هاى آسمانى پیشین)، پس از نوشتن در لوح (محفوظ)، نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث مى‌برند.»(2)
معناى روشن آیه شریفه این است : «بندگان شایسته خدا بر سراسر جهان، حکومت عادلانه و انسانى خویش را برقرار خواهند ساخت».
شیخ طوسى در تفسیر آیه شریفه از امام باقر علیه السلام روایت کرده است: «انّ ذلک وعداللّه للمؤمنین بأنّهم یرثون جمیع الارض؛ این وعده قطعى خدا بر مؤمنان است که آنان تمامى زمین و زمان را به ارث خواهند برد.»(3)
البته آیات دیگرى نیز در این زمینه وجود دارد که در جاى خود به آنها پرداخته خواهد شد.

سه. شکست و ناکامى حکومت‌ ها و نظام‌هاى سیاسى‌
مشکلات دائمى جهان (جنگ‌‌ها، ستیزش‌ها، نابرابرى‌‌ها، ناامنى‌‌ها، بیدادگرى‌ها و...)؛ نیازها و خواسته‌‌هاى ضرورى بشر (در زمینه رشد اقتصادى، ارتباطات، بهداشت، رفع فقر مادى و معنوى و...)؛ ایده‌ها و آرمان‌‌هاى همیشگى بشر (صلح، عدالت، امنیت، آرامش، تعالى روحى و معنوى و...)؛ تجارب گذشته انسان‌‌ها (در ضعف و ناتوانى دولت‌‌ها و حکومت‌‌ها و فراوانى مشکلات) و ... باعث خواست آگاهانه و طلب عاشقانه ظهور منجى و مصلح الهى از سوى بیشتر انسان‌‌ها است. در واقع همه حکومت‌‌ها، گروه‌‌ها، اندیشه‌ها و مکاتب، تمامى ترفندها و برنامه‌هاى خود را براى رفع کاستى‌‌هاى جامعه بشرى به کار مى‌‌گیرند ؛ ولى به دلایل مختلف موفّق به این کار نمى ‌شوند. روشن است که عامل بسیارى از مشکلات و نابسامانى‌ هاى جوامع، خود حکومت‌‌ها و مکاتب و گروه‌‌ها هستند که بیشتر درصدد تأمین منافع مادى خود بوده‌‌اند؛ نه برطرف ساختن کاستى‌‌ها و موانع رشد و شکوفایى انسان‌‌ها.(4)

چهار. فلسفه تاریخ و معنادارى آن‌
بر اساس «فلسفه نظرى تاریخ» ظهور «منجى موعود»، فرجام متعالى و شکوهمند آینده جهان و سرمنزل متعالى و متکامل تاریخ بشرى است. بر این اساس روند طولانى مدت تاریخ، داراى هدف، غایت و معناى مشخصى است و آن تحقّق جامعه موعود الهى و رسیدن بشر به اوج سعادت و کمال مادى و معنوى است. این معنادارى تاریخ، در فکر و ذهن بشر سایه انداخته و او را متوجّه فرجام متعالى تاریخ ساخته است. البته هدفى که قرآن براى کاروان بشرى ترسیم مى‌‌کند، «عبادت و عبودیت» و در نتیجه رسیدن به قرب‌ الهى است و منظور از آن، معناى وسیع و گسترده‌اى است که شامل کلیه شئون زندگى انسان در روى زمین مى‌‌گردد «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُونِ»(5)
این ایده در دورانى از تاریخ، به کمال و تمام تحقّق خواهد یافت و آن عصر «ظهور مهدى موعود» است.(6)
پس معنادارى تاریخ و کشف غایت و هدف آن، مى‌ تواند منشأ توجّه انسان‌‌ها به ظهور مصلح بزرگ باشد.

پنج. قانون سیر تکاملى جامعه‌ها
یکى از دلایل منطقى این موضوع، قانون سیر تکاملى جامعه‌‌ها است. از آن روز که انسان خود را شناخته، هیچ‌ گاه زندگى یکنواختى نداشته است؛ بدین جهت پیشرفت‌‌ها و تحوّلات فراوانى در نوع مسکن، تغذیه، وسیله نقلیه، پوشش و علم و دانش او صورت گرفته است. عجیب این که به هیچ یک از اینها قانع نیست و باز براى وصول به سطحى بالاتر و برتر، تلاش و کوشش مى‌‌کند.
عشق به تکامل در درون جان آدمى، شعله‌‌اى جاودانه و خاموش ناشدنى است و همچنان انسان را به سوى جامعه‌اى پیش مى‌‌برد که «تکامل‌‌هاى اخلاقى»، در کنار «تکامل‌‌هاى مادى» قرار گیرد. یکى از بارقه‌‌هاى امید مردم براى رسیدن به آینده‌‍‌اى روشن و دنیایى پراز صلح و صفا و برادرى و برابرى - آن هم با ظهور منجى موعود - در پرتو «قانون تکاملى جامعه‌‌ها» روشن مى‌شود.

شش. قانون کنش و واکنش‌‌‎هاى تاریخى‌
آزمون‌‌هاى تاریخى به ما نشان مى‌دهد که همواره تحول‌‌ها و انقلاب‌‌هاى وسیع، عکس ‌العمل مستقیم فشارهاى قبلى بوده است و شاید هیچ انقلاب گسترده‌‌اى در جهان رخ نداده، مگر این که پیش از آن، فشار شدیدى در جهت مخالف وجود داشته است. بر اساس این قانون مى‌‌توان ثابت کرد که وضع کنونى جهان، آبستن انقلابى بزرگ و جهانى است. فشار جنگ‌‌ها، ظلم‌ها، بیدادگرى‌‌ها، تبعیض‌ها و بى‌ عدالتى‌‌ها، توأم با ناکامى و سرخوردگى انسان‌‌ها، از قوانین فعلى براى از بین بردن یا کاستن این فشارها، سرانجام واکنش شدید خود را آشکار خواهد ساخت. در نهایت این خواست‌‌هاى واپس زده انسانى، در پرتو آگاهى روزافزون ملّت‌‌ها، چنان عقده اجتماعى تشکیل مى‌‌دهد که از نهانگاه ضمیر باطن جامعه، با یک جهش برق ‌آسا، خود را ظاهر ساخته و سازمان نظام کنونى جوامع انسانى را به هم مى‌‌ریزد و طرح نوینى ایجاد مى‌‌کند. این طرح و برنامه انقلابى و گسترده، همان قیام و ظهور مهدى موعود است که در واکنشى قاطعانه و کوبنده در برابر همه تبعیض‌‌ها، ستمگرى‌‌ها، حقّ‌ کشى و فسادگرى‌‌ها است.

هفت. قانون انتظار عمومى‌
در نهاد انسان‌‌ها، همواره عشق به نیکى، زیبایى و آگاهى نهفته است. باور به ظهور مصلح جهانى، جزیى از این عشق و زیباخواهى است. در واقع ظهور امام مهدى علیه السلام، بروز کامل این فضایل و خوبى‌‌ها است و این مطلوب و خواست همه انسان‌‌هاى بصیر و پاک سرشت و نقطه اوج این علاقه و عشق‌‌ورزى است. چگونه ممکن است عشق به تکامل همه جانبه در درون جان انسان باشد و چنان انتظارى نداشته باشد! مگر تحقق رشد و کمال نهایى جامعه انسانى بدون آن امکان‌‌پذیر است؟!
احساسات و دستگاه‌هاى وجودى انسان، نمى‌‌تواند هماهنگ با مجموعه عالم هستى نباشد؛ زیرا همه جهان هستى یک واحد به هم پیوسته است و وجود او نمى‌‌تواند از بقیه جهان، جدا باشد. از این به هم پیوستگى به خوبى مى‌‌توانیم نتیجه بگیریم که اگر انسان‌‌ها انتظار مصلح بزرگ را مى‌‌کشند که جهان را آکنده از صلح و عدالت و نیکى مى‌‌کند؛ دلیل بر آن است که چنان نقطه اوجى در تکامل جامعه انسانى امکان‌ پذیر و عملى است که عشق و انتظار آن در درون جان ما است. عمومیت این اعتقاد در همه مذاهب، نشانه دیگرى بر اصالت و واقعیت آن است.(7)

هشت. اتفاق ادیان و مصلحان بشرى‌
تمام ادیان آسمانى به پیروان خود، عصر درخشان و سعادت عمومى، آینده مشعشع و صلح جهانى و دوران پر خیر و برکت را نوید داده‌‌اند که در آن، نگرانى‌‌ها، دلهره‌ها و هراس‌‌ها مرتفع شود و به یُمن ظهور شخصى بزرگ و مردى خدایى - که به تأییدات الهى مؤیّد است - در روى زمین منطقه و شهر و دهستان و دهى باقى نماند ؛ مگر آن که در آن بانگ دلنواز توحید بلند شود و روشنایى یکتاپرستى، تاریکى شرک را زایل سازد و علم و عدل و راستى و امانت، چهره جهان آراى خود را بنمایانند و همه جا را منوّر سازند. این موعود عزیز بر حسب استوارترین و صحیح‌ترین مصادر اسلامى، خلیفه دوازدهم حضرت محمد صلّی الله علیه و آله و دوازدهمین رهبر و امام بعد از آن حضرت است. القاب مشهورش در بین مسلمین، مهدى، قائم، منتظر، صاحب الامر، صاحب‌ الزمان و بقیة اللَّه است. در زبان‌‌هاى دیگر، مسیحا، گرزاسبه، وشینو، ارتود، مهمید و... خوانده شده است.(8)
پس مى‌ توان گفت: تقریباً همه کسانى که در این زمینه مطالعه دارند، متفق‌اند که تمام اقوام جهان، در انتظار یک رهبر بزرگ انقلابى به سر مى‌‌برند که هر کدام او را به نامى مى‌‌نامند؛ ولى همگى در اوصاف کلى و اصول برنامه‌هاى انقلابى او اتفاق دارند.

نه. ابتناى بر قرآن و حدیث‌
اصل مهدویت، مبتنى بر آیات متعددى از قرآن است که دلالت بر پیروزى و فلاح و غلبه سپاه خدا دارند. این آیات علاوه بر آن که بر استقرار دین خدا در سراسر زمین و آینده درخشان عالم دلالت دارند، برحسب معتبرترین مدارک و تفاسیر و احادیث، به تحوّل بى‌‌سابقه و بى‌‌نظیر و انقلابى که به رهبرى و قیام حضرت مهدى علیه السلام انجام خواهد گرفت، تفسیر شده است. آیاتى مانند:
«فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ»؛ مائده (5)، آیه 56.
«إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنْصُورُونَ»؛ صافات (37)، آیه 172
«وَ یُرِیدُ اللَّهُ أَنْ یُحِقَّ الْحَقَّ بِکَلِماتِهِ...»؛ انفال (8)، آیه 7
«...لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ»؛ فتح (48)، آیه 28
«نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ»؛ قصص (28)، آیه 5
و ... .

علاوه بر آیات قرآن، مهدویت و تمامى فروع و جزئیات آن، مبتنى بر احادیث معتبر و متواتر است؛ زیرا کتاب‌‌هاى حدیث و صحاح و مسانید و اصول سنت و شیعه در این زمینه، از حد احصا و شمارش خارج است. بر این اساس نیز «اصل مهدویت» مورد اتفاق مسلمانان و اجماع شیعه و سنّى است.

پی‌نوشت‌ها:
1. ر.ک: نگارنده، آینده جهان، رحیم کارگر، صص 58 - 60
2. انبیا(21)، آیه 105
3. تفسیر تبیان، ج 7، ص 252
4. ر.ک: مقاله «جهانى شدن و حکومت جهانى حضرت مهدى»، رحیم کارگر، فصلنامه انتظار، ش 6، ص 145
5. ذاریات(51)، آیه 56
6. ر.ک: جستارهایى در مهدویت، رحیم کارگر، صص 42 - 48
7. ر.ک: حکومت جهانى مهدى، ناصر مکارم شیرازى، صص 15 - 35 و ص 97
8. ر.ک: امامت و مهدویت، لطف اللَّه صافى گلپایگانى، ج 2، ص 135 - 144

ادامه مطلب


[ سه شنبه 21 دی 1395  ] [ 10:08 ب.ظ ] [ خادم مهدی عج ]

چه انتظار فرجى صحیح و چه انتظار فرجى غلط است؟

 

 
پاسخ :
انتظار فرج، دو گونه است:
1. انتظارى که سازنده، نگهدارنده، تعهدآور، نیرو آفرین و تحرک بخش است، به گونه اى که مى تواند نوعى عبادت و حق پرستى شمرده شود.
2. انتظارى که گناه، ویرانگر، اسارت بخش، فلج کننده است. انتظار این چنینى، همان دست بر روى دست گذاشتن، کار نکردن، قبول ظلم و تعدى است.
این دو نوع انتظار، معلول دو نوع برداشت از ظهور مهدى موعود(علیه السلام) است. این دو نوع برداشت، به نوبه ى خود، از دو نوع بینش درباره ى تحوّلات و انقلاب هاى تاریخى ناشى مى شود.

انتظار ویران گر
برداشت عدّه اى از مردم از مهدویت و انقلاب مهدى موعود (علیه السلام) این است که این انقلاب، صرفاً، ماهیّت انفجارى دارد و فقط از گسترش و اشاعه و رواج ظلم و تبعیض و اختناق و تباهى، ناشى مى شود. به بیان دیگر، نوعى سامان یافتن است که معلول پریشان شدن است. آن گاه که صلاح (خیر و نیکى) از بین برود و حق و حقیقت، هیچ طرفدارى نداشته باشد، باطل، یکه تاز میدان گردد و جز باطل، نیرویى حکومت نکند و فرد صالحى در جهان یافت نشود، این انفجار رخ مى دهد و دست غیب براى نجات حقیقت، از آستین بیرون مى آید.
طبق این تعریف، هر اصلاحى قبل از قیام حضرت مهدى (علیه السلام) محکوم است؛ زیرا، هر اصلاحى، یک نقطه ى روشن است و تا وقتى که در صحنه ى اجتماع نقطه ى روشنى هست، دست غیب ظاهر نمى شود، بلکه برعکس، هر گونه گناه، فساد، ظلم، تبعیض، حق کشى و پلیدى، به حکم این که مقدمه ى صلاح کلى است و انفجار را قریب الوقوع مى کند، روا است؛ زیرا، هدف، وسیله را توجیه مى کند، هر چند وسیله اى نامشروع باشد. پس بهترین کمک به تسریع ظهور و بهترین شکل انتظار، ترویج و اشاعه ى فحشا و فساد است! این جا است که گناه هم لذّت و کام جویى است و هم کمک به انقلاب مقدّس! این جا است که این شعر معنا پیدا مى کند که:
در دل دوست، به هر حیله رهى باید کرد *** طاعت از دست نیاید، گنهى باید کرد

انتظار سازنده
آیات قرآن، در جهت عکس برداشت بالاست؛ زیرا از آیات استفاده مى شود که ظهور مهدى (علیه السلام) حلقه اى است از حلقه هاى مبارزه ى اهل حق با اهل باطل که به پیروزى نهایى اهل حق منتهى مى شود؛ چنان که خداوند مى فرماید:
(... فَإِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْغالِبُونَ)؛[1] حزب و جمعیّت خداوند، پیروز است.
و درباره ى شکست و نابودى حزب شیطان مى فرماید:
(... أَلا إِنَّ حِزْبَ الشَّیْطانِ هُمُ الْخاسِرُونَ)؛[2] بدانید حزب شیطان زیانکاران اند.
سهیم بودن یک فرد در پیروزى حزب خداوند، موقوف به این است که آن فرد، عملا، در گروه حق و حزب خداوند باشد. خداوند مى فرماید: (... فَاسْتَبِقُوا الْخَیْراتِ أَیْنَ ما تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللّهُ جَمِیعاً...)؛[3] در نیکى ها و اعمال خیر، بر یکدیگر سبقت جویید. هر جا باشید، خداوند، همه ى شما را حاضر مى کند...».
وقتى از امام کاظم(علیه السلام) درباره ى این آیه سؤال مى شود، آن حضرت مى فرماید: «ذلک والله أنْ لوقد قام قائمنا یجمع الله إلیه شیعتنا من جمیع البلدان؛[4] قسم به خدا! وقتى قائم ما(علیه السلام) قیام کند، خداوند، شیعیان ما را از همه ى شهرها، دور او جمع مى کند.».
پس، عمل به نیکى و خوبى و سبقت گرفتن، شرط شیعه بودن است و چنین شیعه اى مى تواند جزء یاران امام مهدى (علیه السلام) باشد، نه آن که گناهکار است و براى هیچ کار نیکى تلاش نمى کند.
بنابراین، مهدى موعود، مظهر نویدى است که به اهل ایمان و صاحبان عمل صالح داده شده است و مظهر پیروزى نهایى اهل ایمان بر حزب شیطان مى باشد.
رسول خدا(صلى الله علیه وآله) خطاب به اصحاب خود فرمودند:
... شما، اصحاب من هستید، لکن برادران من، مردمى هستند که در آخرالزمان مى آیند، آنان، به نبوّت و دین من ایمان مى آورند، با آن که مرا ندیده اند. هر یک از آنان، اعتقاد و دین خویش را با هر سختى نگاه مى دارد، چنان که گویى درخت خار مغیلان را در شب با دست، پوست مى کند یا آتش پردوام چوب تاغ را در دست نگاه مى دارد. آن مؤمنان، مشعل هاى فروزان اند در تاریکى ها. خداوند، آنان را از آشوب هاى تیره و تار (آخرالزمان) نجات خواهد داد.[5]
طبق این حدیث، هر چند داشتن ایمان و عمل به احکام اسلام در دوره ى آخرالزمان، مشکل و سخت است، ولى تنها همین افراد هستند که به دلیل حفظ دین و ایمان خود و عمل به صالحات، برادران پیامبر(صلى الله علیه وآله) هستند و به هنگام ظهور امام(علیه السلام) به یارى او خواهند شتافت، نه آنان که با ترویج گناه و اشاعه ى فساد، ناخواسته، به گروه شیطان پیوسته اند.

پی نوشتها:
[1]. مائده: 56.
[2]. مجادله: 19.
[3]. بقره: 148.
[4]. بحارالأنوار، ج 52، ص 291.
[5]. محمدرضا حکیمى، خورشید مغرب، ص 278.
منبع: امام مهدى علیه السلام، رسول رضوى، انتشارات مرکز مدیریت حوزه علمیه (1384).

ادامه مطلب


[ سه شنبه 21 دی 1395  ] [ 10:07 ب.ظ ] [ خادم مهدی عج ]

ویژگی‌های مهم یاران امام زمان (عج) چیست؟

 

 
پاسخ :
وقتى امام زمان عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف ظهور نمایند، همه مردم دنیا را مورد خطاب قرار داده، پیام اسلام و عدالت را به تمام افراد ابلاغ مى‌نمایند. در آن هنگام هرکس سخنان حضرت را بپذیرد، جزء یاران وى مى‌شود. لذا در روایات آمده است: حتی کسانى جزء یاران امام مى‌شوند که شبیه خورشید و ماه ‌پرستان بوده‌اند، یعنى تا این حد از خدا و اسلام دور بودند، تا چه رسد به اهل سنت که به خدا و پیامبر اسلام معتقدند. و این یاران ویژگی ها و خصوصیاتی دارند که آنها را از دیگران متمایز می سازد.
مهم‌ترین ویژگى‌هاى یاران حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف که در روایات به آن اشاره شده عبارت‌اند از:

1- بینش عمیق
یاران امام مهدی (علیه السلام) از بینشی عمیق و ژرف، نسبت به خداوند، امام، انسان و هستی برخوردارند:
الف) بینش عمیق نسبت به حق تعالی
این معرفت آن چنان استوار است که نه شبهات در آن خللی ایجاد می کند و نه تردید ها و شکست ها در حریمش راه می یابد. امام علی (علیه السلام) می فرمایند:
«مردانی که خدا را آن چنان که شایسته است، شناخته اند، و آنان یاوران مهدی (علیه السلام) در آخر الزمان اند.» (1) همچنین امام صادق (علیه السلام) در وصف یاران امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می فرمایند: «آنان مردانی اند که گویا دل هایشان پاره های آهن است و از سنگ سخت ترند و هیچ تردیدی در ذات خداوند ندارند.» (2)
ب) بینش عمیق نسبت به امام
یاران امام مهدی (علیه اسلام)، امام خود را می شناسند و به او اعتقاد دارند. امام سجاد (علیه السلام) در این خصوص فرموده اند: «آنان به امامت امام مهدی (علیه السلام) اعتقاد راسخ دارند.» (3) این معرفت، معرفت به «حق ولایت» است. یعنی، فهم این حقیقت که ایشان از من، به من نزدیک تر و سزاوارترند. نتیجه ی این بینش عمیق، محبت و اطاعت است.
ج) بینش عمیق نسبت به انسان و هستی
یاران حضرت در اهداف بلند پایه و حرکت فراگیرشان، آرمان های کم ارزش و اهداف کم مایه را دنبال نمی کنند. با تأمل در خویشتن و استعدادهای شگفت انگیزشان، قدر و عظمت خو را می یابند و مسیر بودن دنیا و سالک بودن خویش را می فهمند. آنان با این نگاه به معبودی پیوند می خورند که از تمام کاستی ها و زشتی ها مبرا است و می تواند آنان را سرشار و ظرفیت هایشان را تکمیل کند.

2 - عبادت
یاران امام مهدی (علیه السلام) از پیشوای خود الگو گرفته و روزها و شب ها را با ذکر شیرین حق سپری می کنند. به روایاتی چند در این زمینه اشاره می کنیم:
الف) پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در مورد آنان می فرمایند: «آنان در طریق عبودیت اهل جدیت و تلاشند.» (4)
ب) امام علی (علیه السلام)، عبادت و راز و نیاز یاوران امام مهدی (علیه السلام) را این گونه ترسیم می کنند:
«در دل شب، از خشیت خداوند، ناله هایی دارند مانند ناله ی مادران پسر مرده.» (5)

3- محبّت
دل های یاران امام مهدی (علیه السلام)، سرشار از محبت ایشان است. این علاقه مندی تا بدان حد است که حتی زین اسب ایشان را مایه ی برکت می دانند و به آن تبرک می جویند: امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:
«به عنوان تبرک بر زین اسب امام دست می کشند.» (6)
چه بسیار است فاصله ی میان ما و یاران او، چرا که ما از جان و حتی وقت خود، برای ایشان سهمی قرار نداده ایم و چه اهداف و آرمان هایی از ایشان که به جهت سستی ما بر زمین مانده و چه دعوت هایی از ایشان که بی پاسخ مانده است؟!

4- اطاعت
مقدم داشتن خواست حضرت، بر خواست خود از دیگر شاخصه های یاوران امام مهدی(علیه السلام) است. امام صادق(علیه السلام) در این خصوص فرموده اند: «اطاعت آنان از امام، از فرمانبرداری کنیز در برابر مولایش بیشتر است.» (7)
آنان نیک می دانند که حق، با امام است و امام با حق. آنان به بهانه ی نواندیشی از امام خود سبقت نمی گیرند و گرچه پشت سر ایشان در حرکتند ولی پای از دام ها بر می گیرند، تا از ایشان فاصله نگیرند. آنان نه تنها مطیع اند، بلکه برخلاف بسیاری که بهانه ی فقدان زمینه، امکانات، سختی راه و… را دارند، از خدمت به ایشان و اهدافشان شانه خالی نمی کنند. در اطاعت ایشان، اهل جدیت و تلاشند و برای بر زمین نماندن آرمان های ایشان، خود را به آب و آتش می زنند و از هیچ کوششی فرو گذاری نمی کنند.

5- شجاعت
اگر جهاد و مبارزه جهانی و فراگیر است، پس یاران ایشان هم باید شجاعت و جسارتی در خور و عزم هایی پولادین داشته باشند؛ چرا که بدون آن، قدم ها یارای حرکت نخواهد داشت. اهل بیت (علیهم السلام) شجاعت آنان را این گونه توصیف می کنند. امام علی (علیه السلام) می فرمایند: «همه، شیرانی اند که از بیشه ها خارج شده اند و اگر اراده کنند، کوه ها را از جا بر می کنند.» (8)

6- بردباری
در راه تحقق آرمان های جهانی امام مهدی (علیه السلام) مشکلات و مصائب فراوانی را به جان می خرند ولی از سر اخلاص و تواضع، عمل خود را هیچ می پندارند و به جهت هجوم سختی ها و تحمل مشقت ها، بر خداوند منت نمی گذارند. امام علی (علیه السلام) می فرمایند:
«قوم … لم یمنّوا علی الله بالصّبر و لم یستعظموا بذل أنفسهم فی الحق»؛(9) «یاران مهدی (علیه السلام) کسانی اند که به جهت بردباری شان بر خداوند منت نمی گذارند و از این که نقد جان خوش را در کف اخلاص نهاده اند، احساس بزرگی نمی کنند».
خـلاصه کلام اینکه تدبر در روایات یاد شده معلوم می کند که آنان افرادی معمولی نیستند. بلکه انسان هایی الهی و نیروهایی زبده، لایق و کاردان، اصحاب سرّ امام زمان (علیه السلام) هستند.

پی‌نوشت‌ها:
1) علامه مجلسی، بحار الانوار، ج 57، ص 229 ؛‌ صافی گلپایگانی، منتخب الأثر، ص 611.
2) علامه مجلسی، بحار الانوار، ج 52، ص 308.3 ؛ صافی گلپایگانی، منتخب الأثر، ص 224 ؛ علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 36، ص 386.
4) همان، ج 36، ص 207.
5) کامل سلیمان، یوم الخلاص، ج 1، ص 224.
6) علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 308.
7) همان.
8) کامل سلیمان، یوم الخلاص، ج 1، ص 414.
9) ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه ج 9.

ادامه مطلب


[ سه شنبه 21 دی 1395  ] [ 10:07 ب.ظ ] [ خادم مهدی عج ]

کدام ویژگی‌ها باعث شده تا اکثر یاران امام زمان (عج) از جوانان باشند؟

 

 
پاسخ :
هر جنبش و انقلابی به یاران و همراهانی نیاز دارد. یارانی که ستون‌های انقلاب‌اند و سنگینی آن را به دوش می‌کشند. سستی و استواری هر یک از این دو، با سستی و استواری دیگری ارتباطی تنگاتنگ دارد؛ یعنی هر اندازه حجم بنای انقلاب کمتر باشد، پایه‌های آن نیاز به استحکام کمتری دارد و به هر میزان آن که بنا، بلندتر و گسترده‌تر باشد، به ستون‌های محکم‌تری نیاز خواهد داشت.
یکی از مهم‌ترین شرایط ظهور امام مهدی (عج) فراهم شدن یاران کارآمد است؛ یاران، همراهان و همرزمانی توانمند که با فقدانشان، کار حکومت، هدایت و رشد به سامان نخواهد رسید. دانستن ویژگی‌های یاران حضرت و تلاش در راه کسب آن‌ها، در واقع تلاش برای زمینه‌‌سازی ظهور و فرا رسیدن آن روز مبارک است.
با نگاه به حجم و گستردگی بنای انقلاب جهانی حضرت مهدی (عج) می‌توان دریافت که بر چه ستون‌هایی افراشته شده؛ همچنان که با تأمل در اهداف و غایات آن نیز می‌توان میزان، حجم ابزار، وسایل مورد نیاز و پدیدآورندگان آن را پیش‌بینی کرد.
در این نوشتار، به دنبال تبیین ویژگی‌ها و وظایف یاوران جوان امام مهدی (عج) هستیم، کسانی که در حرکت‌ جهانی ایشان، به مثابه بازوان نیرومند آن حضرت (عج) در خدمت ایشان و اهداف ایشان هستند.
امام علی(ع) می‌فرمایند: یاوران امام مهدی(عج) جوان‌اند و پیری در آن‌ها نیست، مگر به اندازه سرمه‌چشم یا به اندازه نمک در غذا و کمترین چیز در غذا، نمک است.
بی‌شک جوانان از مهم‌ترین سرمایه‌ای یک جامعه به شمار می‌آیند؛ چون فطرت و طبیعت پاک جوانان همواره با هیجان و پویایی همراه است. پیشرفت و تعالی هر جامعه در گرو پیشرفت جوانان آن است، جوانان، بازوی قدرتمند دفاع و سازندگی در هر جامعه هستند، در تمام جوامع بشری، جوانان، سمبل نشاط و بالندگی هستند و با تحولات اجتماعی و فرهنگی جامعه خود رابطه مستقیم دارند.
از این‌رو، جوانان، پیوسته مورد عنایت ویژه فرستادگان الهی و مصلحان بوده‌اند. با توجه به خصلت، مرام و شخصیت‌‌ جوانان در عصر ظهور، اکثر یاران امام زمان(عج) از این گروه سنی هستند، چرا که دارای ویژگی‌هایی هم چون صفای باطن، زیباگرایی، شجاعت و شهامت، نوگرایی، وفاداری، آزادگی، فداکاری و.... هستند که تمام این‌‌ها در حکومت امام زمان (عج) نمود می‌یابد، حال باید دید جوانانی که عاشق حضرت (عج) هستند، در دوران غیبت چه باید بکنند؟

* معرفت

یکی از مسائل حیاتی و اساسی در زندگی، شناخت و معرفت است که مایه رشد و تعالی است، امام علی(ع) در فرمایشی به کمیل درباره اصل معرفت می‌فرماید: ای کمیل! هیچ حرکت و فعالیتی نیست، مگر اینکه در آن نیازمند شناخت و آگاه هستی.
موضوع مهدویت هم نیازمند معرفت و شناخت است؛ لذا جوانان باید با امام زمان خود و مسائل پیرامون او به نحو احسن آشنا شوند، ابونصر-از خدمتگذاران امام حسن عسکری(ع)‌ و از کسانی که پیش از غیبت امام مهدی (عج) به حضور آن حضرت، مشرف شده است- در دیداری که با امام داشت، امام از او پرسید: آیا مرا می‌شناسی؟ پاسخ داد:«آری! شما سرور من و فرزند سرور من هستید، امام فرمود: مقصد من، چنین شناختی نیست، ابونصر عرضه داشت: مقصود شما چیست؟ خودتان بفرمایید، امام فرمود: من آخرین جانشین پیامبر(ص) هستم و خداوند به برکت من، بلا را از خاندان و شیعیانم دور می‌کند.
شناخت درست امام(ع)‌ طریق معرفت واقعی به خدا است، امام صادق(ع) در این باره می‌فرماید: ما بر شما سه حق داریم: اینکه به فضل ما معرفت پیدا کنید، پیرو ما باشید و انتظار فرج را بکشید، بنابراین در دوران غیبت، شناخت امام زمان(عج)، رمز حیات و هویت ماست. لازم است به امام خود معرفت داشته باشیم؛ چرا که اگر او را نشناسیم، گمراه خواهیم بود و زندگی جاهلی خواهیم داشت: هر کس بمیرد و امام زمانیش را نشناسد به مرگ جاهلیت می‌میرد، همچنین امام صادق(ع) می‌فرماید: خداوند از بندگان عملی را نمی‌پذیرد مگر به معرفت و شناخت ما.

* محبت

محبت تابع معرفت و شناخت است و هر چه شناخت بیشتر شود، محبت نیز بیشتر خواهد شد، دل‌های یاران امام مهدی (عج) سرشار از محبت ایشان است، این علاقه‌مندی تا بدان حد است که حتی زین اسب آن حضرت (ع) را مایه برکت می‌دانند و به آن تبرک می‌جویند.
امام صادق(ع) می‌فرمایند: به عنوان تبرک بر زین اسب امام دست می‌کشند، به جهت همین عشق آتشین، آنان در آوردگاه رزم، ایشان را مانند نگینی در برمی‌گیرند و جانشان را سپر بلای او می‌کنند، همچنین این امام همام در جای دیگر می‌فرمایند: در جنگ‌ها گرد امام می‌چرخند و با جان خود، از ایشان محافظت می‌‌کنند.
چه بسیار است فاصله میان ما و یاران او! چرا که از جان و حتی وقت خود، برای ایشان سهمی قرار نداده‌ایم و چه اهداف و آرمان‌های از ایشان که به جهت سستی ما، بر زمین مانده و چه دعوت‌هایی از ایشان که بی‌پاسخ مانده گذاشته شده است!
اگر انسان دارای همتی بلند باشد، دنبال محبوب حقیقی می‌رود. اگر عاشق امام زمان (عج) بشویم و او را دوست بداریم، رنگ محبوب به خود می‌گیریم و بوی او را با خود داریم؛ چرا که امام زمان (عج) آنقدر ما را دوست دارد که بلاها را از ما دفع می‌کند و در حق ما دعا می‌کند. چقدر خوب است این محبت، طرفینی باشد؛ یعنی ما عاشقان هم برای ظهور و سلامتی او دعا کنیم. این طور نباشد که فقط هنگام مشکل و گرفتاری به سراغ او برویم، باید نوعی زندگی کنیم که دل آن حضرت(عج) خوشنود شود، کسی که ادعای محبت و دوستی اولیای الهی را دارد باید عمل به خواسته آنها را سرلوحه اعمالش قرار دهد.

* اطاعت

یکی از زیبایی‌ها و لذت‌های جوانی، گذراندن عمر در راه اطاعت الهی است که باعث توجه و عنایت ربوبی می‌شود. پیامبر(ص) می‌فرماید: «خداوند جوانی را دوست دارد که جوانی خود را در راه اطاعت خدا سپری کند»، باید دانست اطاعت از ولی خدا همانند اطاعت از پروردگار است و انسانی که ادعای دوستی با خدا و امام زمان (عج) را دارد، باید سعی در اطاعت داشته باشد.
در زیارت جامعه کبیره آمده است: «هر کس شما را اطاعت کند، خدا را اطاعت کرده است»، جابر بن عبدالله انصاری می‌گوید: امام باقر(ع) به من فرمود: آیا کسی که ادعای تشیع می‌کند، همین که بگوید ما را دوست دارد، کافی است؟ سوگند به خدا، شیعیان ما نیستند، مگر آنان که از خدا تقوا می‌کنند و به امانتداری و زیادی در ذکر خدا و روزه و نماز و نیکی به والدین و... شناخته می‌شود.
بنابراین جوان منتظر باید ضمن اظهار علاقه‌مندی و محبت به خدا و اهل بیت(ع)‌ مطیع فرمان نیز باشد. با این حال اگر مرتکب معصیت شد، آستان الهی درگاه نومید نیست؛ بلکه راه توبه و انابه باز است. همانگونه که خود امام زمان (عج) هم از خداوند متعال می‌خواهد که توفیق بازگشت و توبه را به جوانان ارزانی بدارد: «خدایا! به جوانان توفیق توبه و انابه عنایت فرما»، جوان که با ترک شهوات، راه اطاعت را در پیش می‌گیرد، پرواز ملکوتی را آغاز کرده و بسان ملائک می‌شود؛ همانگونه که پیامبر(ص) فرمود: خداوند می‌فرماید: ای جوانی که شهوت‌های مبتذل خود را ترک کرده‌ای! تو در نزد من همانند بعضی از فرشتگان هستی.
یاران امام مهدی (عج) از پیشوای خود الگو گرفته و روزها و شب‌ها را با نام و یاد حضرت حق سپری می‌کنند. معرفت و ایمان در قلب‌هایشان ریشه دوانده و ایشان را به خضوع در برابر حق تعالی و تلاش در مسیر بندگی او سوق می‌دهد، پیامبر اکرم(ص) در مورد آنان می‌فرمایند: «آنان در طریق عبودیت خدا، اهل جدیت و تلاش‌‌اند».
امام صادق(ع) عبادت و راز و نیاز یاوران امام مهدی (عج) را این‌گونه ترسیم می‌کنند: «در دل شب، از خشیت خداوند ناله‌‌هایی دارند، مانند ناله مادران پسر مرده»، در روایتی دیگر آمده است: مردان شب زنده‌داری که زمزمه نمازشان، مانند نغمه زنبوران کندو به گوش می‌رسد. شب‌ها را با شب‌زنده‌داری سپری می‌کنند و بر فراز اسب‌هایشان، شب را به صبح می‌رسانند، امام صادق(ع) همچنین در مورد آنان می‌فرمایند: «شب‌ها را به عبادت به صبح می‌رسانند و روزها را با روزه به پایان می‌برند».

* فعالیت

نقش اصلی جوانان این است که باید در عرصه مهدویت، فعال و پویا و به‌ روز باشند؛ چرا که دشمنان مهدویت بسیار فعال هستند در این بین، توقع از جوانان ایران زمین بیشتر است؛ چرا که در طول تاریخ جایگاه ویژه‌ای داشته و در آینده هم دارند،‌ پیامبر(ص) درباره یاران ایرانی امام زمان (عج) دست مبارک خود را به شانه سلمان فارسی نهادند و فرمودند: «منظور از یاران امام مهدی (عج)، هموطنان این شخص است»، سپس فرمودند: «اگر دین به ستاره ثریا بسته باشد و در آسمان‌ها قرار گیرد، مردانی از فارس آن را در اختیار خواهند گرفت».
امام علی(ع) در سخنانی زیبایی، مراتب فضل و کمال علمی یاران موعود آخرالزمان(عج) را چنین توصیف می‌کنند: «پس، گروهی در آن فتنه‌ها صیقلی می‌شوند، مانند صیقل دادن شمشیر توسط آهنگر. دیده‌های آن‌ها به نور قرآن جلا داده شده و تفسیر در گوش‌هایشان جا گرفته است. در شب، جام حکمت را به آن‌ها می‌نوشانند، بعد از اینکه در بامداد هم نوشیده باشند».
آری، یاران جوان امام(ع) همچنان که در بالاترین درجه تقوا و پرهیزکاری قرار دارند، از نظر کمال علمی نیز در بالاترین درجه قرار گرفته و از جام حکمت الهی و معرفت دینی، چنان که باید، سیراب گشته‌‌اند، پس یاران و شیفتگان حضرت مهدی (عج) در دوران غیبت، باید بینش‌های خود را نسبت به خداوند، امام و جهان هستی بالا ببرند، چون برنامه امام زمان (عج) جهانی است، یاران آن حضرت نیز باید نگاه‌های وسیع و جهانی داشته باشند و استراتژی درستی را جهت زمینه‌سازی برای ظهور و انقلاب جهانی حضرت (عج) طراحی کنند. از طرفی باید روحیه شجاعت، ایثار، بردباری، یکدلی و استراتژی را نیز در خود تقویت کند.

* شجاعت

اگر جهاد و مبارزه، جهانی و فراگیر است، پس به وجه اولی باید یاران جوان حضرت (عج) نیز هم باید شجاعت و جسارتی در خور و عزم‌هایی پولادین داشته باشند، چرا که بدون آن قدم‌ها یارای حرکت نخواهد داشت، اهل بیت(ع) آنان را این گونه توصیف می‌کنند:
- امام علی(ع) در وصف شجاعت آن‌ها می‌فرمایند: «همه شیرانی‌اند که از بیشه‌های خود خارج شده‌اند و اگر اراده کنند، کوه‌ها را از جا برمی‌کنند».
-امام سجاد(ع) می‌فرمایند: «خداوند دل‌هایشان را چون پاره‌ای آهن کرده است».
-امام سجاد(ع) در روایتی دیگر می‌فرمایند: «به هر کدامشان نیروی چهل مرد داده شده است».

* بردباری

جوانان و یاران حضرت مهدی (عج) در راه تحقق آرمان‌های جهانی حضرت(عج) مشکلات و مصائب فراوانی را به جان می‌خرند و از سر اخلاص و تواضع، عمل خود را هیچ می‌پندارند و به جهت هجوم سختی‌ها و تحمل مشقت‌ها، بر خداوند منت نمی‌گذارند.
امام علی (ع) ‌می‌فرمایند: «یاران مهدی (عج) کسانی‌اند که به جهت بردباری‌شان بر خداوند منت نمی‌گذارند و از اینکه جان خویش را در راه حق گذاشته‌اند، احساس بزرگی نمی‌کنند».

ادامه مطلب


[ سه شنبه 21 دی 1395  ] [ 10:06 ب.ظ ] [ خادم مهدی عج ]

آیا 313 یار خاص امام زمان علیه السلام تا کنون تکمیل شده اند؟

 

 
پاسخ :
شرح پرسش:
با توجه به روایاتی که یاران خاص امام زمان علیه السلام را 313 نفر می دانند، آیا تاکنون این تعداد تکمیل شده اند؟

پاسخ:
در مورد تعداد یاران حضرت مهدی عله السلام، سه دسته روایات وجود دارد:

دسته اول :
روایات متعدد از ائمه ی اطهار علیهم السلام به ما رسیده است که یاران حضرت مهدی 313 نفر به تعداد یاران پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در جنگ بدر هستند.(منتخب الاثر، صافی گلپایگانی، الفصل السابع، الباب الخامس، بیست و پنج روایت را با این مضمون گردآوری کرده است) و در منابع روایی اهل سنت نیز همین تعداد به عنوان یاران حضرت مهدی علیه السلام بیان شده است.(مجمع الزوائد و منبع الفوائد، نور الدین هیثمی، ص 119؛ الحاوی للفتاوی السیوطی، ج 2، ص 150، هر دو کتاب در الموسوعه الامام المهدی، به نقل از «چشم به راه مهدی»، جمعی از نویسندگان، دفتر تبلیغات اسلامی، ص365)

دسته دوم :
روایاتی که یاران امام زمان علیه السلام را ده هزار نفر ذکر می کند. (الغیبه، نعمانی، ص 307؛ بحارالانوار، ج 52، ص 306 و 326)

دسته سوم :
روایاتی که می گوید تمام شیعیان در گرد حضرت مهدی علیه السلام جمع می شوند و یا می گوید اهل شرق و غرب زمین با نهضت او همراه می شوند.(منتخب الاثر، صافی گلپایگانی، الفصل السابع، الباب السادس، ص597)

نتیجه ی جمع این روایات، با توجه به قرائن و شواهدی که از خود همین روایات استفاده می شود این است که:

1. یاران خاص حضرت مهدی علیه السلام که هسته اصلی نیروها را تشکیل می دهند و فرماندهان و کارگزاران حضرت مهدی علیه السلام هستند، سیصد و سیزده نفر به تعداد اهل بدر می باشند:
امام صادق علیه السلام فرمودند: گویا می نگرم به قائم علیه السلام بر فراز منبر کوفه، در حالی که یارانش پیرامون او حلقه زده اند. آنان پرچمداران و کارگزاران امام بر روی زمین هستند.(کمال الدین، ص673)
از یاران خاص یعنی 313 نفر، در روایات تعبیر به «نقباء» و «خواص» نیز شده است.(بحارالانوار، ج 53، ص7)
این عده، کسانی هستند که خداوند آنان را از قبل از ظهور حضرت مهدی علیه السلام، به سبب قابلیت و لیاقتشان برگزیده است.(همان منبع).
یاران خاص امام زمان علیه السلام(313 نفر)، نخستین کسانی هستند که گرد حضرت جمع می آیند و دعوت جهانی امام مهدی علیه السلام، با آنان شروع می شود پس از آشکار شدن دعوت حضرت، تعداد ده هزار نفر، کسانی هستند که به امام مهدی علیه السلام می پیوندند و به عنوان هسته اولیه نیروهای حضرت، تحت فرماندهی همان 313 نفر، قیام جهانی امام زمان علیه السلام با این عده آغاز می شود:
امام جواد علیه السلام فرمودند: زمانی که سیصد و سیزده نفر از یاران خاص امام قائم علیه السلام به خدمت آن بزرگوار رسیدند حضرت، دعوتش را به جهانیان آشکار می کند و وقتی این تعداد به ده هزار نفر رسید، به اذن خداوند متعال قیام مسلحانه می کند. (بحارالانوار، ج 52، ص 283، ح 10)
و در ادامه ی نهضت، توده های انبوه مردم از سراسر جهان که در انتظار منجی بشریت به سر می برند و از ظلم و ستم به ستوه آمده اند، به ایشان می پیوندند.(منتخب الاثر، الفصل السابع، الباب السادس، ص597؛ الملاحم و الفتن، سید ابن طاووس، ص65)

2. این که آیا یاران خاص امام زمان علیه السلام یعنی 313 نفر، تاکنون تکمیل شده اند یا نه؟ مانند بسیاری از امور دیگر برای ما معلوم نیست چون در مورد این نفرات، تنها جز شمردن صفاتی از آنان، در روایات نام آنان به خصوص ذکر نشده جز برخی افراد مثل اصحاب کهف، سلمان، مالک اشتر، (رجعت، علامه مجلسی، کانون پژوهش، اصفهان، چاپ اول، ص45).

3. نکته ای که باید به آن توجه داشت، این که در مورد زمان ظهور حضرت مهدی علیه السلام - که خداوند به آن عالم است - در روایات اموری به عنوان علائم و زمینه ها و شرایط ظهور حضرت مهدی علیه السلام ذکر شده است که یکی از آنها تکمیل یاران خاص حضرت یعنی 313 نفر است اما این تنها شرط نیست تا با تکمیل این عده، حضرت ظهور کنند بلکه علاوه بر این حصول شرایط دیگری نیز لازم است.

منبع: www.serajnet.org

ادامه مطلب


[ سه شنبه 21 دی 1395  ] [ 10:06 ب.ظ ] [ خادم مهدی عج ]

چرا در بین یاران امام زمان علیه السلام، تعداد زنان کم است؟

 

 
پاسخ :
معروف است، یاران حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف، 313 نفر هستند؛ امّا در بعضی از روایات، یاران امام مهدی علیه السلام را 10 هزار و در بعضی روایات، شاید بیشتر از این معرفی کرده اند. معنای این، وجود «سلسله مراتب» در یاران امام زمان علیه السلام است؛ یعنی در مرحله ی اوّل 313 نفر یار خاص، در مرحله ی بعد، 10هزار نفر و در مراحل بعدی، همه ی علاقه مندان به حضور ایشان در این سلسله مراتب قرار می گیرند. اگر در مرحله ی اول تعداد زنان کم است، چه بسا در مراحل دیگر، تعداد آن ها بیشتر باشد. بنابراین، مشکلی از این نظر نیست.

منبع: نشریه موعود نوجوان، ش24.

ادامه مطلب


[ سه شنبه 21 دی 1395  ] [ 10:05 ب.ظ ] [ خادم مهدی عج ]

چرا امام زمان علیه السلام با این همه دعای مسلمانان ظهور نمی کنند؟

 

 
پاسخ :
شرح پرسش :
اگر امام زمان علیه السلام با دعای ما ظهور می کنند، پس چرا ایشان با وجود دعای این همه مسلمان هنوز ظهور نکرده اند؟

پاسخ :
برنامه حضرت مهدی علیه السلام با برنامه پیامبران و سایر پیشوایان یک تفاوت کلی دارد و آن این که برنامه وی قانون گذاری نیست، بلکه یک برنامه به تمام معنی اجرایی در تمام جهان است. به این معنی که او مأموریت دارد تمام اصول تعالیم اسلام را در جهان پیاده کند و اصول عدالت و دادگری و حق و حقیقت را در میان جامعه بشری بگستراند.
روشن است که پیاده شدن چنین برنامه انقلابی جهانی، که به وسیله آن اصول عدالت و دادگری و حقّ و حقیقت در میان همه مردم جهان گسترش یابد، به شرایط و مقدّماتی نیاز دارد که تحقق آنها جز با مرور و تکامل همه جانبه اجتماع ممکن نیست; برخی از آن مقدمات عبارتند از:

1. آمادگی روحی
در درجه نخست باید مردم جهان برای اجرای این اصول، تشنه و آماده گردند و تا زمانی که در مردم جهان تقاضایی نباشد، «عرضه» هر نوع برنامه مادّی و معنوی مؤثر نخواهد بود. قانون عرضه و تقاضا نه تنها در نظام زندگی اقتصادی حکم‌فرماست، بلکه مشابه این نظام در عرضه برنامه‌های معنوی و اصول اخلاقی و مکتب‌های سیاسی و انقلابی نیز حاکم می‌باشد و تا در اعماق دل مردم ـ برای این نوع امور ـ تقاضا و درخواستی نباشد، عرضه آن با شکست رو به رو شده و کاری از پیش نخواهد رفت.
امام باقر(ع) می‌فرمایند:
«روزی که قائم آل محمّد(ص) قیام کند، خدا دست خود را بر سر بندگان می‌گذارد، در پرتو آن خردها را جمع می‌گرداند و شعور آنان به حد کمال می‌رسد».
البتّه گذشت زمان و شکست قوانین مادّی و پدید آمدن بن‌بست‌های جهانی و کشیده شدن بشریّت بر لب پرتگاه جنگ، مردم جهان را به تنگ آورده و آنان را به این حقیقت واقف خواهد ساخت که اصول و قوانین مادّی و سازمان‌های به اصطلاح بین المللی، نه تنها نمی‌توانند مشکلات زندگی را حل کنند و عدالت را در جهان حکم‌فرما سازند، بلکه همین خستگی و یأس، مردم دنیا را برای پذیرش یک انقلاب بنیادی مهیّا و آماده می‌سازد و می‌دانیم که این موضوع نیاز به گذشت زمان دارد تا تجربه‌های تلخ زندگی ثابت کند که تمام نظامات مادّی و سازمان‌های بشری در اجرای اصول عدالت و احقاق حق و برقراری امنیّت و آرامش، عاجز و ناتوان می‌باشند و سرانجام باید بر اثر یأس و نومیدی، این تقاضا در مردم گیتی برای تحقّق چنان آرمان الهی پدید آید و زمینه برای عرضه یک انقلاب جهانی به وسیله یک مرد الهی و آسمانی، از هر نظر مساعد گردد.

2. تکامل علوم و فرهنگ‌های انسانی
از سوی دیگر برای برقرار ساختن یک حکومت جهانی بر اساس عدل و داد، نیاز فراوان به پیشرفت علوم و دانش‌ها و فرهنگ‌های اجتماعی و مردمی است که آن نیز بدون پیشرفت فکری و گذشت زمان، ممکن و میسّر نمی‌گردد.
برقراری حکومت جهانی که در پرتو آن، در سراسر جهان عدل و داد و قانون حکومت کند و همه مردم جهان از کلیه مزایای فردی و اجتماعی اسلامی بهره‌مند گردند بدون وجود یک فرهنگ پیشرفته در کلیّه شؤون بشری امکان پذیر نیست و هرگز بدون یک فرهنگ کامل، جامه عمل به خود نمی‌پوشد. این نیز احتیاج به گذشت زمان دارد.

3. تکامل وسایل ارتباط جمعی
از طرفی چنین حکومتی به وجود وسایل کامل ارتباط جمعی نیاز دارد تا در پرتو آن بتواند مقرّرات و احکام و اصول انسانی را از طرق مختلف در مدّت کوتاهی به مردم جهان اعلام کند. این امر نیز بدون تکامل صنایع انسانی و گذشت زمان محقق نمی‌شود.

4. پرورش نیروی انسانی
از همه اینها گذشته ، پیشبرد چنین هدفی و پی‌ریزی چنان انقلابی، به یک نیروی فعّال و سازنده انسانی نیاز دارد که در واقع ارتش انقلاب جهانی را تشکیل می‌دهد. تشکیل چنین ارتشی و به وجود آمدن چنین افراد پاکباخته و فداکاری، که در راه هدف و حقیقت از همه چیز بگذرند، به گذشت زمان نیاز دارد.

اما اینکه چرا امام زمان(عج) ظهور نمی‌کنند و یا چقدر از نشانه‌های ظهور باید تحقق یابد و سوالاتی از این دست، مربوط به علم و ارادة الهی است و بسیاری از اسرار ناگشودة غیبت و ظهور امام زمان(عج)، پس از قیام آشکار خواهد شد. پس «ظهور» ایشان کاملاً از حیطة بشر خارج است و هر وقت خداوند مصلحت بداند، اجازه قیام را خواهد داد.البته ما نیز باید به وظایف خود ازجمله دعا و زمینه سازی عمل کنیم.
اما این را می‌دانیم که هر کاری که برای تغییر ساختار جامعه و ایجاد اصلاحات اساسی در آن صورت گیرد، موفقیتش بستگی به یک سلسله شرایط و زمینه‌های خارجی دارد و تا همه آن شرایط کاملاً تحقق نیابد، امکان رسیدن به هدف وجود ندارد. ظهور امام زمان(عج) نیز مشروط به تحقق یکسری زمینه‌ها و شرایطی است و تا اینها فراهم نشود، ظهور نخواهد بود؛ یعنی، در واقع چون این زمینه‌ها و شرایط وجود ندارد، قیامی نیز صورت نگرفته است.
از طرفی انقلاب مهدی از نظر اجرا، همانند همة انقلاب‌ها، به زمینه‌های عینی وخارجی بستگی دارد و بایستی فضای مناسب، وجود داشته باشد؛ از این رو طبیعی است که منتظر آن شرایط باشیم و همه‌ می‌دانند که کار حضرت مهدی(عج) محدود به یک منطقه و بخشی از جهان نیست و رسالتی که از جانب خداوند بزرگ بر دوش او گذاشته شده، جهانی است و بایستی همه بشریت را از تاریکی ستم و گناه،‌ به روشنایی عدل و معنویت رهنمون گردد. برای اجرای چنین تحول بزرگی، تنها وجود رهبر صالح کافی نیست ‌وگرنه در همان زمان پیامبر(ص) این شرط وجود داشت. پس این تحول بزرگ، آمادگی‌ها، زمینه‌ها و فضای مناسب جهانی می‌طلبد که همة زمینه‌های خارجی لازم برای انقلاب عمومی در آن وجود داشته باشد

حضرت مهدی(عج) خود را برای اقدامی اجتماعی و در سطحی محدود، آماده نکرده است، بلکه رسالتی که از سوی خداوند برای او تعیین شده، دگرگون ساختن همه جانبه گیتی است، به صورتی که همه افراد بشر از تاریکی های ستم و بیداد، به فروغ دادگری راه یابند. برای چنین دگرگونی بزرگی، تنها یک رهبر شایسته، کافی نیست؛ بلکه علاوه بر رهبر شایسته، نیازمند یک محیط جهانی مساعد و یک فضای عمومی مناسب نیز هست تا موقعیت خارجی مطلوب را برای انجام انقلاب جهانی آماده سازد. از دیدگاه انسانی که بنگریم، باید «احساس نابودی مداوم» در انسان متمدن ایجاد شود و یک انگیزه اساسی در درونش پدیدار گردد و رسالت دادگرانه مهدی(عج) را بپذیرد و تنها با تجربه های اجتماعی، مدنی و سیاسی گوناگون امکان دارد چنین احساسی در درون انسان ها جای گیرد؛ زیرا با تجربه مکتب ها و ... می تواند بارگرانی از نقاط منفی به دوش خود بیابد و نیازمندی های او را به یاری جویی از از سرشت پاک و جهان نهان آشکار سازد. از دیدگاه مادی نیز، شرایط موجود، در زمان ظهور، برای انجام رسالت مهدی(عج)، بر تمامی جهان، باید آمادگی و توانایی بیشتری داشته باشند ؛ چرا که بخش های جهان به یکدیگر نزدیک شده، ارتباط و پیوند میان انسان ها بهتر انجام گیرد. ارتباط و پیوندی که دستگاه رهبری مرکزی، برای پرورش مردم، بر بنیاد رسالت، به آن نیاز دارد.(بحث حول المهدی، شهید آیت الله صدر، ص75)

همچنین یکی از وظایف و مسئولیت های مهدی باوران، ایجاد آمادگی جهانی برای ظهور حضرت مهدی(عج) است ؛یعنی با تبلیغ و ترویج آموزه های مهدویت و آشنا کردن دیگران با آن، زمینه های آگاهی و عشق مردم را به امام زمان(عج) فراهم سازند و بستری مناسب برای یاری مردم به وجود آورند. علاوه بر این باید تک تک علاقه مندان به منجی موعود، به شکل گیری و تقویت گروه حق کمک کنند و با تمام توان در این جبهه زمینه ساز و یاری رسان به انقلاب جهانی مهدوی، فعالیت کنند. در واقع شکل گیری گروه حق( و به تعبیر روایات گروه زبده زمینه ساز) در پیروزی انقلاب حضرت مهدی(عج) نقش فراوانی دارد و این امر نیز نیازمند تجهیزات و آمادگی های فکری، نظامی، اخلاقی و سیاسی است. البته دعا برای تعجیل ظهور فرج بسیار اهمیت دارد و نشانه عشق و علاقه مردم به امام زمان و فراهم شدن زمینه های یاری و کمک به انقلاب جهانی او است. به نظر می‌رسد هنوز این مقدمات و شرایط، فراهم نشده تا ظهور صورت بگیرد.

در این رابطه توجه به چند نکته شایسته است:

1.پایان همه اندیشه‌ها و حکومت‌ها براساس روایات، باید در جهان آن قدر حکومت‌ها، مرام‌ها، احزاب و مکاتب گوناگون پدید آید و بی‌لیاقتی آنها ثابت شود تا بشر از اصلاحاتشان ناامید گردد و تشنه اصلاحات خدایی و آماده پذیرش حکومت توحیدی ‌شود. هشام بن سالم از حضرت صادق(ع)، روایت کرده که فرمود: تا زمانی که همه اصناف مردم،‌ به حکومت نرسند، صاحب‌الامر قیام نمی‌کند.بدین جهت که پس از تشکیل حکومتش کسی نگوید: اگر ما هم به حکومت می‌رسیدیم، با عدالت رفتار می‌کردیم.(الغیبه نعمانی،‌ص 274، بحارالانوار،‌ج 52، ص 244). امام باقر(ع) نیز فرمود: « دولت ما، ‌آخرین دولت‌ها است، هر خاندانی که می توانند حکومت کنند,پیش از ما به حکومت می‌رسند تا وقتی حکومت ما تاسیس شد و روش آن را دیدند نگویند: ما هم اگر به حکومت رسیده بودیم، مانند آل محمد عمل می‌کردیم و این است معنای آیه «و العاقبه للمتقین»(الغیبه طوس، ص 472، بحارالانوار، ج 52،‌ص 332، ح 58).

2. حفظ مؤمنان در روایات اهل بیت(ع) علت دیگری نیز برای تأخیر ظهور ذکر شده است. حضرت صادق(ع) فرمود: «خدا در صلب کافران و منافقان نطفه افراد با ایمانی را ودیعه گذاشته است. به همین جهت، حضرت علی(ع) از کشتن پدران کافر، خودداری می‌کرد تا فرزندان مؤمن از آنان به وجود آید و پس از آن به هر یک از آنان دست می‌یافت، او را می‌کشت. همچنین قائم ما اهل بیت(ع)، ظاهر نمی‌شود تا اینکه امانت‌های الهی از صلب کافران خارج شوند. پس از آن ظاهر می‌گردد و کافران را می‌کشد».(اثبات الهداه، ج 7، ص 105)

3- علت دیگری که امام باقر(ع) اشاره می فرمایند برای طولانی شدن غیبت امتحان است می فرمایند: «لیعلم الله من یطیعه بالغیب و یؤمن به»؛ (جهان در آینده، محمد حسن موسوی کاشانی، ص 13). و از روایات دیگر استفاده می شود که امتحان به غیبت از 2 جهت از شدیدترین امتحانات است: الف) چون اصل غیبت که بسیار طولانی می شود بیشتر مردم در شک و ریب می افتند و جز اشخاص مخلص و دارای معرفت کامل کسی بر عقیده به امامت باقی نخواهد ماند چنانچه پیامبر(ص) فرمود: «لا یثبت فیها الامن امتحن الله قلبه للایمان»؛ (منتخب الاثر، آیت الله صافی گلپایگانی، فصل 1، باب 8، حدیث 45). جهت دوم ناگواری ها و سختی هایی که در زمان غیبت رخ می دهد که امام صادق(ع) فرمود: که هر کس بخواهد در عصر غیبت به دینش ملتزم باشد مثل کسی است که خارهای درخت خرما را با دست کنار بزند و غیبت طول می کشد تا سیه رویان در این محک معلوم شوند (کمال الدین و تمام النعمه، شیخ صدوق، ج 2، ص 16).

4- پیدا شدن قابلیت در منتظران یعنی مردم به این سطح از معرفت برسند که قوانین بشری در اجرای عدالت کافی نیست پیشرفت ها ولو در همه زمین ها به نابسمانانی ها و بی عدالتی ها پایان نمی دهد بلکه روز به روز بیشتر می شوند و بفهمند که فقط در پرتو ظهور حضرت(عج) عدالت کامل پیاده می شود و مردم استعداد و آمادگی برای اجرای عدالت توسط حضرت را داشته باشند نه مانند زمان علی(ع) که مردم قابلیت و تحمل اجرای عدالت او را نداشتند که «قتل لشده عدله» و این زمانی است که ظلم و تعدی همه عالم را فرا گیرد و تلخی ظلم به کام همه برسد تا همگان تشنه عدالت شوند چون تا انسان تلخی ظلم را نچشیده باشد نسیم عدالت را تشخیص نمی دهد. «یملأ الارض قسطا و عدلا بعد ما ملئت ظلما و جورا؛ زمین را پر از عدل و قسط می نماید بعد از این که پر از ظلم و جور شد» (کمال الدین، شیخ صدوق، ج 1، ص 289).


5. رفع موانع علاوه بر اینها، موانعی چند ممکن است در برابر ظهور حضرت وجود داشته باشد که باید این موانع ریشه کن گردد تا امر ظهور تسهیل شود؛ از جمله:
الف. تلاش دشمن در جهت مخالفت با فراهم شدن شرایط و زمینه‌های ظهور و ایجاد یأس و ناامیدی از آمدن منجی؛
ب. عدم وفاداری و همراهی شیعیان و مدعیان ولایت؛
ج. فتنه‌انگیزی‌ها و فعالیت‌هعای شیطان وسران گمراهی در جهت سوق دادن مردم به سوی ضلالت و بی‌دینی و تشکیل گروه باطل؛
د. اختلافات و عدم همدلی و اتحاد باورداران به منجی موعود (بخصوص شیعیان)؛
ه. وجود حکام جور و ستمگرانی که هم در صددد تضعیف شیعیان هستند و هم ممکن است خطرات جانی برای حضرت ایجاد کنند و ... .

با توجه این مطالب روشن می‌شود که هنوز طبع انسان برای تحمل حکومت توحید آماده نشده؛ ولی چنان نیست که برای همیشه از این نعمت بزرگ محروم بماند؛ بلکه خدای حکیم که انواع موجودات را به کمال نهایی می‌رساند، نوع انسان را نیز از رسیدن به غایت مطلوب محروم نخواهد کرد. به یقین جهان روزی را در پیش دارد که افکار مردم کاملاً بیدار می‌شود. در نتیجه از احکام و قوانین و برنامه و مرام‌های گوناگون و فرمانروایان بشری ناامید می‌شوند. از مشکلات و گرفتاریهایی که به دست خودشان ایجاد شده به ستوه می‌آیند و از هر طرف به خدا و قوانین الهی روی می‌آورند. چاره دردها و مشکلات اجتماعی را در پیروی از مکتب انبیا می‌بینند. خدای حکیم مهدی موعود را برای چنین زمان خاصی ذخیره کرده و قوانین و برنامه‌های مبین اسلام را نزد او به ودیعه گذاشته است.

porseman.org

ادامه مطلب


[ سه شنبه 21 دی 1395  ] [ 10:04 ب.ظ ] [ خادم مهدی عج ]